مسکن مهر طرح مزخرفی است ! قبول ، اما چراچنین است ؟ (099)

 

     مهدی کاظمی بیدهندی

 

      همانگونه که میدانیم معضل «مسکن» و«هدایت توسعه شهری» درکشور،انهم دراین مرحله از توسعه ان ، که رابطه وتاثیرمتقابل بغایت مهمی بریکدیگردارند ، همچنان ادامه دارد. درمقابل دستگاه اجرائی که واقعا”دهه هاست، دستک- ازدهه چهل تاکنون- دروضعیت آچمَزومشکلی قرار گرفته ، کوشش دارد بهرطریقی که شده درمقابل معضلات پیش روی مسکن وگسترش شهری  راهکارهای مشکل گشائی را ارائه نماید .

یکی ازمسائل پیش روی دستگاه اجرائی کنونی، در زمینه مسکن ، نابسامانی برجای مانده ازطرح مسکن مهرو چاه ویلی استکه این طرح بوجوداورده است . بقسمی که هرچه بودجه بیشتر- انهم درشرایطی که امکانات کشورمحدود میباشد- به ان اختصاص داده شود ، بازهم نیازمداوم وبی وقفه ان به تخصیص امکانات مالی اضافی ، ادامه خواهد داشت .

اکنون، هنگامی که کوشش نمائیم همچون ناظربیطرف چگونگی این مشکل را مورد توجه و کنکاش قراردهیم ، بانخستین مشکلی که مواجه میشویم جٌوسیاسی شده ایست که براخباروگزارش های مربوط به ان حاکم است . جوٌی که امروزه ناشی ازاختلاف جناحهای سیاسی، دراکثرمسائل کشورقابل مشاهده میباشد. یعنی بجای اینکه ، همگی باعلاقه مندی واحساس مسئولیت درجهت رفع مشکلات وسیعی ای که پیش روی اکثریت جامعه قراردارد، باطرح اصولی مشکلات ، به دورازکنایه ونیشهای سیاسی رودرروی هم به ایستیم ؛  سعی درشناسائی علل بوجود امدن این مشکلات ازطریق طرح مسئله بگونه قابل دفاع ، ندانم کاریها ویادرمقابل بفرض نکات مثبت هرطرح ویاسیاست گزاری را مطرح نمائیم . اما همانگونه که شاهدیم متاسفانه با نقدهای معمولا” سطحی همراه با اغراض سیاسی موجب تشدید سردرگمی هم میان دست اندرکاران وهم افکار عمومی میشویم !

با این وصف، باتوجه به این وضعیت هرنقد ، بررسی وارزیابی دراین زمینه ، میباید نخست فارغ ازکنایه ونیشهای سیاسی وجناحی که واقعا” امروزه مخل توجه اصولی به هرمسئله ای شده است ، باشد.

دراین رابطه ، همانگونه که درگزارشهای مختلف مشاهده میگردد ، مسئول وزارت راه وشهرسازی درهفته های اخیرتابستان 95 مرتبا “ازطرح مسکن مهرانتقاد نموده وانرا ناکارامد ومشکل افرین نامیده است .ازانجمله ، انتقاد ها ئی تحت عناوینی  نظیر :

      —   سرنوشت تراژیک مسکن مهر.

      —  چهاردولت بعدی هم ازاتمام مسکن مهرعاجزند.

      —  مسکن مهر قیمت زمین را 9برابروقیمت ساختمان را 6برابر کرد.

      —  مسکن مهر طرح مزخرفی است.

      —  مسکن مهر همه را گرفتارکرده است .

 روزنامه ایران :  وزیر راه و شهرسازی در گفت‌وگویی پیامدهای پروژه مسکن مهر بر کل اقتصاد را تشریح کرد. به گفته عباس آخوندی :همزمان با اجرای این طرح قیمت زمین 9 برابر و قیمت ساختمان 6 برابر شد.همچنین اقتصاد را با یک تورم 40 درصدی مواجه کرد، ضمن اینکه به دسترسی مردم به مسکن هیچ کمکی نکرد. آخوندی در زمینه شمار واحد‌های افتتاح شده در دولت سابق و دولت یازدهم گفت: تقریبا دو میلیون و 300 هزار واحد در دولت قبل شروع شد که از این شمار یک میلیون واحد را تحویل دادند و مابقی به دولت یازدهم رسید. در دولت یازدهم هم 700 هزار واحد تا کنون تحویل داده شده و حدود 210 هزار واحد هم تکمیل شده و در آستانه تحویل است. البته می‌خواهیم با امکانات زیرساختی و خدماتی کامل تحویل متقاضیان شود. وی توضیح داد: نکته مهم این است که در همان پروژه‌هایی که دولت قبل واگذار کرده، مسجد، مدرسه و درمانگاه، پاسگاه و سیستم جاده‌ها و حمل و نقل آنها را درست کردیم. وی همچنین درخصوص مشکلات واحدهای تحویل داده شده نیز با بیان اینکه واحدهایی که با عنوان صد درصد به مردم تحویل داده شد اغلب بیشتر از 80 درصد تکمیل نشده بودند، گفت: در یکی از گزارش‌هایی که سازمان بازرسی کل کشور قبل از دوره ما نوشته است بیان شده که واحدهایی که صددرصد تحویل مردم شده، اغلب نه نما دارند و نه تکمیل شده‌اند و گرفتاری زیادی دارند.  

دنیای اقتصاد :1395/05/27. ویا اینکه در

  ” . . . . . وی با طرح این ادعا که “در یکی از گزارش‌هایی که سازمان بازرسی کل کشور قبل از دوره ما نوشته است بیان شده که واحدهایی که 100درصد تحویل مردم شده، اغلب نه نما ندارند و نه تکمیل شده‌اند و گرفتاری زیادی دارند” افزود: «117 هزار واحد مسکن مهر اصلاً مشتری ندارد، اینها دیگر تکمیل کردن ندارد، چون مشتری ندارد. 49 هزارواحدهم در دادگاه مسئله دعوی دارد و تا دادگاه رسیدگی نکند و قاضی حکم ندهد، کاری برای آن نمی‌شود انجام داد. ”

  ” . . .وزیر راه و شهرسازی اظهار کرد: این‌که کسی در وزارتخانه بنشیند برای دیگران سقف زندگی تعریف کند، کار صحیحی نیست و نداشتن زیربنا،  توجه  نکردن به مسائل فرهنگی و اجتماعی که زندگی مردم را مختل می‌کرد مشخص بود که اشتباه است… اصلاً به عنصر انسان در شهر توجه نداشتند. در واقع شهر را انبار آدم در نظر می‌گرفت، به‌جای آنکه کالا داخل آن بریزند، آدم داخل آن می‌ریختند. از پول متقاضیان آن را ساخته‌اند و پول مردم را در بیابان حرام کرده‌اند. . .”

  . درمقابل جناح دیگر میگوید : به گزارش تسنیم :” . .  طی سه سال اخیر وزیر راه و شهرسازی نشان داده که فاصله بین حرف و عملش دررابطه با موضوع مسکن مهر بسیار طولانی است. وی از یک سو بر طبل پایبندی به تعهدات دولت در تکمیل و تحویل واحدهای مهر می‌کوبد، از سوی دیگر طی 1080 روز اخیر به‌اندازه نیمی از انگشتان یک دستش از پروژه‌های مسکن مهر بازدید نداشته تا به مشکلات و مسائل آن رسیدگی کند .”    

پیش ازادامه این بحث یاداوری میشود ، علاوه برمقالات متعددی که درباره مشکل مسکن در این سایت مطرح شده است . ازان جمله : مشخصا” درمورد مسکن مهر، توجه سروران را به نکاتی که در مقاله ای درهمین سایت تحت عنوان : «مسکن پاک وهمچنین مسکن مهر ؟ که هردوبه بیراهه رفته اند »  مطرح شده ،  جلب مینمایم  . نکاتی که بعنوان مقدمه این مقاله مطرح شده ا ست :

مهدی کاظمی ابان 1390 :  ” . . درسالهای اخیربا تشدید مداوم مشکل مسکن درکشور، شاهد ارائه طرحهائی درجهت رفع ویا تعدیل ان بوده ایم . هرچند نحوه مواجه شدن بااین مسئله ، پس ازانقلاب هم ، ازنظرمحتوای سیاست گزاری ها وسایرملاحظات وبرداشتهای مربوطه ، تفاوت ماهوی چندانی با سیاست گزاریهای پیش ازانقلاب نداشته است ؛ ولی بهرحال درسالهای پس ازانقلاب ، گذشته ازمطالعات مربوط به طرح “جامع مسکن ” با دوطرح جهت مقابله با این مشکل مواجه بودیم . این طرحها همانگونه که میدانیم ، یکی بنام “مسکن پا ک ” و دیگری”مسکن مهر” معروفند . با اینکه ارائه دهندگان این طرحها مرتبا” باتعریف بسیارازطرحها یشان، از توفیق وحق به جانبی خود سخن میگویند ، ولی انچه درعمل شاهد یم ، بی اثربودن این طرحها دررفع ویا دست کم تعدیلء مشکل مسکن است . چنانکه ، علی رقم اظهارموفقیت دست اندرکاران مسکن مهر، فرضا ازسال گذشته تاکنون ( پائیز1390) براجاره بها درشهرهای بزرگ بویژه شهرتهران بمیزان زیادی افزوده شده است ! که همین یک قلم به روشنی بی اثربودن مسکن مهر، درحداقل ، تعدیل مشکل مسکن را نشان میدهد . انهم درحالی که دست اندرکاران مسکن مهرازساخت ملیونی واحد های مسکونی ورفع کامل مشکل دریکی دوسال اینده سخن میگویند!؟

      اکنون با وجود چنین وضعیتی ، پرسشی که میتوان مطرح نمود این استکه : چرا اغلبء طرحها وبرنامه هائی که جهت رفع ویا حداقل تعدیل مشکل مسکن ، ارائه شده اند علی رقم هیاهو ، ادعا وگزافه گوئیها ، وبا وجود تخصیص حجم قابل ملاحظه ای ازامکانات کشور- انهم البته ازمحل در”امدهای نفتی!” –  طرحی را که ، باید پذیرفت بهرحال هدفش کمک به رفع مشکل مسکن است ، به نا کارامدی میکشاند ؟

   اگرمشکل پیش رورا با رویکری همه جانبه – یعنی توجه به ابعاد مختلف اقتصادی ، اجتماعی، سیاسی و فیزیکی  فضائیء وضع موجود- بقصد یافتن علل واقعی ناچیزبودن موفقیت طرحهای مذکور، مورد بررسی  قراردهیم . درخواهیم یافت ،علل متنوعی درنا کارامدی این طرحها موثراند . البته باید اذعان داشت که این  طرحها وحتی طرحهائی که دراین زمینه قبل ازانقلاب هم درابعاد محدودتری اجرا شدند ، درابتدا ی کار، کاملا”بدون نتیجه ومایوس کننده بنظرنمیآمدند. درابتدا، طرحهای مذکورحتی امیدوارکننده بنظرمیایند. بهمین دلیل ، فرضا”درمسکن مهر، عده زیادی ازشهروندان با امیدواری به ان پیوسته وحتی شماری ازانها نیزاز فرصتی که بدست اورده اند قعلا” راضی اند . اما با گذشت زمان همانگونه که شاهدییم ، موانع  پیش رو-  ناشی ازبیراهه رفتن وروال سرهم بندی شده ان ، روالی که مبتنی به توجه ای همه جانبه به مسئله پیش رو نیست  – نا توانائیها یش برملا ، بتدریج موفقیت های جزئی اولیه طرح نیزبدست فراموشی سپرده میشود. لیکن مشکلات ومزید برعلت شدن های ان  برجسته میگردند. یعنی درنهایت انچه برجای میماند موفقیت نا چیز طرح  خواهد بود .  اما چرا اینگونه طرح ها دچار چنین سرانجامی میگردند ؟ 

      اگر با خوشبینی ، فرض را براین قراردهیم که مجریان باهدف رفع مشکل مسکن امکانات مالی نسبتا” قابل ملاحظه ای را به این امراختصاص داده ، واقعا” نیت شان رفع ویا حداقل تعدیل این مشکل است . پس چرا ، حاصل کارناچیز وبعضا مشکل افرین وقابل انتقاد میگردد ؟

     بنظرمیرسد پیش ازهرچیزمیباید ،علت نا کارامدی وعدم موفقیت مذکور را ، در بی توجه ای به جوانب مختلف وماهیت  مسئله ، دانست: بی توجه بودن به برخی ازجوانب مسئله مانند :

     — دست کم گرفتن این واقعیت مهم که : درشرایط کنونی باوجود مشکلات ساختاری اقتصادی ، اجتماعی وسیاسی  ویا در شرایطی که روند توسعه در ابعاد پیش گفته با موانع بسیاری روبرو است ، اصولا” ،  توفیق غالب طرحهای اجتماعی نظیر طرح مسکن ، دور از انتظار است .

    — اهمیت ندادن به ارائه « طرح مسئله ای» جامع ، مشخص با محوریت مطالبات مردم ، به افکار عمومی  وکسب تائید همگانی نسبت به ان .

    — بی توجه ای به ماهیت مسئله مسکن ، بویژه دروضع موجود جامعه ما  ، که دران وضعیت مسکن رابطه بسیارتنگاتنگی باتحرک جمعیتی ودر نتیجه با عواملی که این تحرک رادر زمان ومکان شکل میدهند خواهد داشت .  بدین ترتیب درچنین وضعیتی تشدید یا تعدیل مشکل مسکن بمیزان زیادی  باروند توسعه ووجه فضائی ان و در نتیجه ماهیت برنامه ریزی فضائی ، از انجمله برنامه ریزی های مربوط به استقرار های فضائی و اازهمه مهمتربه سیاست گزاری وهدفگیری های مربوط به هدایت توسعه دربخش شهری کشوربستگی خواهد داشت . اما انچه در کشورما درمورد طرح ویابرنامه ها مختلف ودراین مورد مشخص طرح ویابرنامه ای در رابطه بامقوله مسکن میتوان مشاهده نمود : ضعف بسیار درتوجه به همه ء جوانب تعیین کننده  در این زمینه است . 

      مورد بسیار مهم دیگر: صوری وکم اهمیت شمردن ، مشارکت مردم درتصمیم گیری ها ، انهم نسبت به مسئله ای اجتماعی که کلیه جوانب اش بُعدء ملی داشته ونمیباید انرا بدون چنین مشارکت ومقبولیتی – عملا” با دورزدن مردم و براساس تصمیمات این یا ان ارگان ، شوراویا حتی کل دولت – انجام داد ه سپس انتظارسرانجام موفقیت امیزوعاقبت بخیری داشت .  . . ”

    

        اکنون اگربخواهیم بانظرمثبت ، وبراساس این برداشت که بلاخره هدف  مسئولین پیشین وکنونی رفع ویا دستکم تعدیل مشکل مسکن بوده ، بیطرفانه وبدورازاغراض سیاسی مسئله رامورد تامل قراردهیم ؛ نخست میباید پیش ازهراظهارنظری، جوانبء مختلف انتقادهای مسئول وزارت راه وشهرسازی را مورد توجه قراردهیم .

با چنین رویکردی، میتوان گفت : انچه درمورد پوپولیستی ، فآقد ارزش معماری بناها، ناتمامی نمای ساختمانها وکاستی های ساختمانی وتاسیستاتی طرح مسکن مهرمطرح گردیده است، هرچند تا اندازه ای میتواند مورد تائید باشد، اما علت اصلی بن بست کنونی نیست ! چرا ؟ چون بفرض، اگر ، این بناهائی که گفته شده : فاقد معماری با حداقل کیفیت ، نماهای ناتمام و بلاخره توام باکاستی های مختلف میباشند، درون محدوده شهری یعنی درشمال جنوب شرق ویا غرب ان احداث شده بودند، ایا واقعا” کاستیهای ذکرشده میتوانست این چنین مسئله سازباشند ؟ پاسخ روشن :  به هیچ وجه !  چرا؟  توجه بفرمائید : در انتقادهای فوق امده است :  «117 هزار واحد مسکن مهر اصلاً مشتری ندارد، اینها دیگر تکمیل کردن ندارد، چون مشتری ندارد. »   اگرمشتری ندارد ، باید پرسید چرا مشتری ندارد ؟ پاسخ مشخص است . چون :” . . پول مردم را در بیابان حرام کرده‌اند. . .”   مردم را به «بیابان» برده اند نه به « شهر» !؟

  بنابراین، بوضوح ملاحظه میشود، مشکل اساسی مسکن مهردوری از«شهر» یعنی دوری از انواع دسترسی هاست . البته باید توجه داشت این کاستیها فقط نبود مسجد ، مدرسه ، فروشگاه و سایرتاسیسات ضروری نیست. بلکه ، تسهیلاتی است که شهرویادراین مورد مشخص کلانشهر، حال هرچند توام باکاستی به شهروندان ارائه میدهد . بنابراین اگرمردم درشهر- بفرض درتهران – بامشکلء به بحران رسیده مسکن روبروهستند ، انهم مشکلی که بخش عمده ای ازان ناشی ازسیاست گزاریهای پیش وپس ازانقلاب دراین بخش است . مشکلاتی که عمدتا” باخط دهی ذینفع های مشخصی انچنان شدند که ، برتعداد واحدهای خالی درشهرمرتبا” افزوده ودرمقابل درصد رشد حاشیه نشینی دورقمی شود !؟   بهرحال مردم  فعلا”درکلانشهرها – بفرض درتهران – بامشکل  نداشتن مسکنی که «توان » خرید ویا اجاره ان را داشته باشند مواجه اند . خوب ،  با این وصف مسکن خارجء شهرودربیابانهای نسبتا” دوردست ، چه دردی را برای انها دوا میکند؟     همانکونه که ملاحظه میگردد ، این واقعیت  – دوری از کلانشهر – اساسی ترین مسئله ایست که دست اندرکاران ومشاوران  مسکن مهرتوجه چندانی به ان  نداشته اند !  مسئله ای که در این سایت در، بعضا”  تحت عنوان ،القاء وخط دهی ، ذینفع های مربوطه نام می بریم !  که ممکن است برداشت مطرح شده صحیح نباشد . یعنی علت واقعی را باید، فقط کم توجه ای ویا ناشی از برخی برداشتهای رایج  نادرستء  دست اندرکاران نسبت به این مسئله دانست .

اما باهمه این اوصاف، هرچه بیشتربه اظهارنظرهای مسئولین کنونی توجه مینمائیم درمیابیم :  مسئولین هم بامشاهده افزایش روزمره مشکلات دریافته اند که :علت عمدهء روی دست ماندن ساخته های مسکن مهرعمدتا” دوری ازشهراست ! ایا علت عمده ء مشکل مسکن مهر میتواند جز این باشد؟  همان علتی که موجب شده شهرهای جدید هم روی دست بمانند ! ؟ علتی که دروضع موجود ، کل برنامه ریزی وسیاست گزاری شهری ما به ان مبتلاست

      نکات قابل تامل 

     یکی ازنکات قابل تامل دراین ماجرا این استکه علیرقم اینکه دراظهارات مسئولین – باتوجه به اظهاراتی که دراین اواخردرحال مطرح شدن است –  دوری ازشهر بعنوان علت روی دست ماندن این واحدها عنوان میگردد .  انهم بگونه ایکه حتی طرفداران این طرح هم بتدریج به اشتباه بودن احداث این بناها  دورازشهراذعان داشته وآنرا مشکل عمده میدانند. “. . . نداشتن جانمایی مناسب و ساخت اغلب این واحدها در مکان‌هایی بیرون از سکونتگاه‌های شهری و . . .  رجانیوز 31 مرداد 95

خوب ،اگرطرفداران طرح مسکن مهرهم دوری ازشهررامشکل عمده میدانند، پس چرامسئولین  ضمن تائید ، این مسئله – احداث واحدهای مسکونی دورازشهر بعنوان علت اصلی روی دست ماندن مجموعه های احداث شده  –  را بگونه ای صریح  مطرح نمی نمایند ؟  بلکه گاه به گاه باجملاتی  چون : پول مردم را در بیابان حرام کرده‌اند. . . صرفا” اشاره ای به ان دارند ؟ شاید علت عمده این باشد که : اگرواقعیت بگونه ای که هست با صراحت مطرح گردد. دراینصورت  کل سیاست  گزاریهای چهارپنچ دهه گذشته دستگاه اجرائی، زیرسوال برود. سیاستگزاریهائیکه که : همواره  مبتنی بر«توهم» تمرکززدائی ومحدویتهای مختلف توسعه شهریء« دستوری»  به اجرا درامده است .  سیاست هائیکه : هدف عمده شان بجای فراهم اوردن شرایطی که عدم تمرکز بصورت کاملا” « ایجابی » تحقق یابد ، همواره بخیال خود میپندارند با دورکردن اجباری ودستوری  فعالیتها وساخت وسازهای جدید به خارج ازشهرمیتوان به عدم تمرکزرسید !!؟ سیاست هائیکه :  درواقع به پاک کردن صورت مسئله میماند .  یااینکه شاید ، القائات ذینفع ها، سرمایه های درگیردراین بخش، انبوه سازان وغیره ، یا تاثیربرداشتهای رایج میان دست اندرکاران که معمولا” فاقد پشتوانه پژوهشی مستدل میباشند ،  فعلا” فرصتی برا ی نگرشی ریشه ای به این مسئله را پیش نیاورده باشد.

بهرحال اگرمشکل عمده مسکن مهردوری ازکلانشهر باشد ، که هست . دراینصورت مشکل بتوان براین نقیصه فائق امد . یعنی باید به تاثیراین نقیصه مهم بادقت همه جانبه تری توجه نمود !  مسکن مهربهرحال باوضعیتی که درشرایط کنونی با ان مواجه است ، ازیک سو روز بروز برمشکلاتش افزوده شده وازسوی دیگراستقبال متقاضیان ان هم باکاهش مداوم روبروخواهد بود .  احتمالا” بهمین سبب است که مسئول وزارت راه وشهرسازی گفته است : ”  چهاردولت بعدی هم ازاتمام مسکن مهرعاجزند ”   البته روشن استکه به احتمال زیاد ، منظور ایشان عمدتا” تامین مالی برای طرح است ! که انهم واقعا” پایانی برای ان نمیتوان متصور بود . یا اینکه به تعبیردیگری مسکن مهراحتملا”پس ازاتمام دوره خدمت چهارپنج دولت بعدی یعنی دوسه دهه دیگر شاید بتواند  دراثرگسترش وتقویت جایگاه کلانشهری قطبهای اصلی ،  باتوسعه روابط درونء منطقه کلان شهری شان (انتگراسیون نقاط شهری درون منطقه کلانشهری ) مکانهائی که دران واحد های مسکن مهر احداث شده اند بلاخره  بتریج با کلان شهریکی ( انتگره ) شده وتوان ادامه حیات بالنسبه قائم بخود را کسب نمایند !؟

با این اوصاف ، درچنین وضعیتی بهترنیست ، طرفداران مسکن مهربجای اینکه مرتبا” ازانچه واقعا” قابل دفاع نیست ، دفاع نموده وخواهان کمک بیشتربه ان باشند ؟ بپذیرند : بهرحال انچه انجام شده وبه اجرا درامده  فعلا”باکمکهای بیشترهم مشکلاتش انچناکه باید رفع نخواهدشد. چون درعین حال که هدف طرح مسکن مهرتامین مسکن لایه های کم درامده بوده ، اما همین که مجریان ان تسلیم سیاستهای شهری جاری شده وبجای احداث مسکن دردرون شهرها، حال حتی بتعداد کمتر، «شهر» را رها نموده ودر بیابانهای نسبتا” دوردست ، درپی نیل به چنین هدفی بوده اند ، دچار خطای بزرگی شده انذ !  بقسمی که شاید بتوان گفت :  مسکن مهرهرچه بوده وهست باهمه کاستی ها وفرصت طلبی هایش ، بنوعی قربانی سیاست گزاریهای مزید برعلت شهرسازی وبرنامه ریزی شهری کنونی بوده است .

تا اینجا بسیاری ازانتقادهای پیش گفتهء مسئول وزارت راه شهر سازی نسبت به وضعیت کنونی مسکن مهر، البته با برخی ملاحظات ،  بجاست . برخی ملاحظات ، ازاین جهت که : دراین انتقادها انچه به وضعیت کنونی مسکن مهرمربوط میشود ، صحیح بوده ، مسکن مهردروضعیتی قرار دارد که : واقعآ” روی دست مانده است . انهم بگونه ایکه ،  مشکلات ان دراینده بیشترهم خواهد شد . انچناکه دست اخرباید عطایش را به لقایش بخشید !  چرا؟ چون مسکن مهرتا هنگامی که دورازشهرویا درواقع فاقد « شهر» است – یعنی بفرض درتهران دورازدسترسی به امکانات کلانشهری تهران است  –  بهیج وجه توان نسبی ادامه بقای متکی به امکانات خود را نخواهداشت ! علاوه بران ، اقشاری که دراین طرح بعنوان متقاضیان شرکت نموده اند ، چون عمدتا” ازلایه های کم درامد هستند ، درنتیجه  ازیک سوبه ناتوانی پیش گفته خواهند افزود وازسوی دیگردرمقایسه با ساکنین داخل ویانزدیک به شهربشدت دچار«جدانشینی»  خواهند شد . جدانشینی ایکه درواقع هم اکنون اغاز شده است !  این مشکل وسایر مشکلات این طرح روز بروز ازرغبت سکونت وابتیاع واحدهای ان خواهد کاست . علاوه بران دراینده ، همه مسائل ومشکلات مذکوردست به دست هم داده ، تا جائی که بخش دولتی به تدریج از کمکهای خود کاسته وبه احتمال زیاد  باقطع تدریجی  کمک ها انرا بحال خود رها خواهد نمود !

اما دررابطه  باانچه بعنوان ” برخی ملاحظات”  قبلا” مطرح گردید ، باید اضافه نمود: اگر بااین شدت از مسکن مهر انتقاد میشود ، باید این انتقادهای بواقع  بجا ، شامل موارد دیگری که حتی بیش ازمسکن مهرمشکل افرین هستند ، نیزباشد . باید گفته میشد: حال و روزشهرهای جدید نیز همانند، مسکن مهراست . چون روی دست ماندن شهرهای جدید باعث شد، حتی برای رهائی ازآشی که  پخته بودند ، خواهان فرستادن مسکن مهربه شهرهای جدید شوند ! انها ئی که قبل از شروع  طرح مسکن مهر، مرتبا”براحداث ان درشهرهای جدید پافشاری نمودند، درنتیجه عملا” با این پافشاری ، مسکن مهررا همانند شهرهای جدید شان دچار روی دست ماندن نمودند ! نباید اکنون  پاسخگوباشند ؟  بنابراین، اگربگوئیم مسکن مهرتااندازه ای قربانی روی دست ماندن شهرهای جدید شد ، ادعای نادرستی نخواهد بود .

همینطوردرادامه ، برخی ملاحظات ، گذشته ازانتقاد ازطرح مسکن مهرباید انتقال دستوری وبسیار مسئله داربفرض ، واحد های صنعتی به خارج از شعاع  120 کیلومتری نیزهمانند مسکن مهر مورد انتقاد قرار میگرفت . انتقالی که ازیک سواین واحدها را ازصرفه های ناشی استقرادرکلانشهر ویا مجاورآن محروم نمودند . واحدهائی که دراین مرحله ازتوسعه صنعتی کشوربه شدت به بهره مندی ازصرفه های مذکورنیازدارند . انتقالی که زندگی روز مره کارگران وکارکنان واحد مذکور را بانابسامانی های بسیا ری مواجه وهمچنین کارگران مذکور را دچار جدانشینی اجباری نموده است . البته بد نیست دراین مورد جهت صحت ویا رد این ادعا  جویای نظر مالکین و کارگران واحدهای انتقال داده شده ، نیز بود !؟

اما انچه ملاحظه میشود این استکه، انتقادهای مطرح شده گوئی فقط متوجه مسکن مهراست . اگر بقیه موارد ذکرشده هم همانند مسکن مهر مورد انتقادقرارنگیرند ، درنتیجه لزوم تجدید نظر اساسی در سیاست گزاری وبرنامکه ریزی ها ی جاری دربخش شهری کاملا” برجسته ومورد تائید نباشد ، نتیجه چنین انتقادها ئی واقعا” بصورت  یک بام ودو هوا خواهد بود.

هرچند مسکن مهرقابل دفاع نیست . اما هنگامی که گفته شود :  ”  مسکن مهر قیمت زمین را 9برابروقیمت ساختمان را 6برابر کرد”  ادعای کاملا” درستی نیست . چون بیش ازتاثیر مسکن مهر  درافزایش مذکور،که واقعا” نمیتوان انرا نادیده گرفت، پافشاری روی محدودیتهای «دستوری»  توسعه کلانشهرها عامل اصلی این افزایش قیمت هاست .  چون سیاست گزاریها دربخش شهری کشور، از یک سومبتنی بریک راهبرد( استراتژی ) قابل دفاع جهت توسعه درکل بخش شهری   کشورنیست . وازسوی دیگر تداوم تراکم فروشی نیز بصورت مزید برعلت مضاعف عمل نموده در اینصورت ، طبیعی است که حاصل کارافزایش نجومی بهای زمین وساختمان باشد . توجه بفرمائید : پافشاری دراعما ل محدویت وجلوگیریهای مختلف که فاقد هرگونه پشتوانه نظری ، براساس پژوهشهای اصولی وخصلت یابی ویژگیهای ساختاری بخش شهری کشور، در ابعاد اقتصادی ، اجتماعی – جمعیتی  ، سیاسی-نهادی وفیزیکی- فضائی است . جلوگیری هائیکه ، حتی  بفرض خواهان کاهش عرصه محدوده کنونی شهر تهران بمیزان 100 کیلومترمربع شده است !!؟  انهم عرصه ایکه وسعت ان حتی باهیچکدام از کلانشهرهای پرجمعیت جهان درحال توسعه به استثنای کلانشهرهائی چون ، کراچی ویا کینشازا ، قابل مقایسه نیست .

بنابراین  ، ضروری ایست درچنین انتقادهائی همه ء مزید برعلت ها وانچه واقعا” مشکل افرین هستند  ، تواما” مورد توجه قرار گیرند .

 

مهدی کاظمی بیدهندی      مرداد 1395

2 – راهکارهای کاهش رانت درشهرسازی ما (098)

 

      

مهدی کاظمی بیدهبدی

 

      چگونه میتوان درجهت رفع ویا تعدیل حاد شدن رانت در شهرسازی اقدام نمود؟

نخست باید پذیرفت ، باحواله دادن چنین مسئله ای به راهکارهای بدون پشتوانه ونه چندان پایداری ، چون : شفاف سازی ، ایجاد ضوابط بازدارنده ، ممانعت ازسواستفاده های مختلف ومشابه ان ، که درهرصورت وجودشان ضروریست ؛ اما نه بعنوان راه حل اصلی معضلات . چون  واقعیت این استکه همه انها ظاهری مفید ومنطقی دارند ؛ ولی  با این همه نه تنها راهکار ریشه ای رفع این مشکل نیستند ، بلکه درنهایت اگر« فقط» به اعمال انها اکتفا گردد ، درنهایت بصورت افزودن هیمه درتنورسودا گران ورانت خواران درخواهند امد! کافی است بیاد آوریم در سالهای نخستین پس ازانقلاب برای جلوگیری ازهمین رانت خواریها ، خرید واحد های مسکونی مشروط به داشتن مجوزخرید مسکن شد. خوب ایا چنین محدویتی درعمل نتیجه ای هم داشت ؟ حاد شدن رانت درشهرسازی مارا بفرض ذره ای کاهش داد؟ یااینکه مشکلات و معضلاتی را به وجود اورد که شاید تا به امروزعواقب ان درجامعه ادامه داشته باشد.

باتوجه به اینکه مهاررانت درشهرسازی – البته انهم بتدریج وگام به گام – مستلزم سیاست گزاریهای مختلف درابعاد اقتصادی اجتماعی وسیاسی دربخش شهری است . ضروری است گام های عمده و ضروری ، بادقت وهمراه با لحاذ همه ویژگیهای ساختاری وضع موجود ، مورد    تامل قرارگرفته وسپس به اجرا درایند .

 

     گام نخست

       قبل ازهرچیزویا درگام نخست ، برای ترسیم سمت وسوئی اگاهانه تعیین اهداف موثر وکار

امد ، میباید عرصه عملء عوامل تعیین کننده پیشگفته را مشخص نمود . این عرصه  – عرصه ایکه در وضع موجود، مشکلات شهری وضعی تشدید شده وبعضا”بحرانی دارند –  بدون شک عمدتا” کلانشهرها وقطبهای شهری اصلی درهرمنطقه ازکشورمیباشند. چرا؟ چون بخش شهری جامعه درچند دهه گذشته ازاغازسده خورشیدی کنونی با افزایش جمعیت ، عمدتا” ناشی ازجا بجائی جمعیتی، ازبخش روستائی به بخش شهری وسپس و یا بعضا” همراه با ان با جابجائی درون بخش شهری ، مواجه بوده است. این جابجائیها بصورتی تحقق یافته اند که ، همچنانکه   بین ما رایج شده ، بجای استقرارتوزیع شده جمعیت وامکانات درهمه مراتب شهری ، که ازنظر بسیاری میتوانست استقراری مطلوب ، ایده ال وصحیح باشد ؛ جمعیت به قطبهای اصلی بویژه تهران مهاجرت نموده وسپس – بنظراکثرکارشنان وناظرین ما – موجب ظهورهمه معضلات پیش رودرکلانشهرهای کشورشده اند . تا اینجا صورت مسئله صحیح بنظرمیرسد – البته بهتر است فعلا”بگوئیم : ظاهرا” صحیح بنظرمیرسد –  چون درتبیین علت بوجود امدن این وضعیت  اکثرناظرین ، کارشناسان ، مسئولین ودست اندرکاران ما براین باورند که : بعلت نبود برنامه ریزیهائی – همچون برنامه ریزی منطقه ای ، سرزمینی ویا آمایش سرزمین – که پیشاپیش این جابجائیها را بصورت استقرارهای توزیع شده درقلمرو ملی و بخش شهری ویا مراتب مختلف شهری کشور، تعیین نماید ، جابجائی ها بصورت متمرکزدرشهرهای بزرگ ، تحقق یافته ، تا جائی که همه چیزاز,, حٌد !,, گذشته است. همانگونه که دراکثرانتقاد ها واظهارنظرها مشاهده میشود : جمعیت کلانشهرها بیش از,, حٌد,, شده ، کلانشهرها با ,,انفجار جمعیتی ,, مواجه شده اند ، دچار ,, ماکروسفالی,, گردیده اند ،جابجائیهای جمعیتی ,, بیرویه,, وبی برنامه بوده والخ .  انچه مطرح گردید : برداشت غالبی استکه معمولا”جهت توجیه گرایشهای های درجریان مربوط به نحوه استقرارجمعیت درقلمروملی ، دربین ما رایج شده وهمواره تکرارمیگردد. برداشتی که : بفرض روند مهاجرتهای روستا شهری ودرون بخش شهری را,, بیرویه !,, شهرها را دچار ,,سرریز!,, جمعیت وسایراموررا بی برنامه ودرواقع نوعی هرج ومرج توصیف مینماید !    سپس بدون ارائه تحلیلی مستند ومستدل که واقعا”مبتنی برخصلت یابی (کارکتریزه) و ونظریه پردازی (تئوریزه)  شده ، براساس پژوهشهای همه جانبه ازهمهء پدیده های پیش رودربخش شهری ، دروضع موجود جامعه باشد . چاره کاراین وضعیت بی برنامه یا به اصطلاح هرج ومرج پیش رو را ، برنامه ریزی وِیا انچه علم برنامه ریزی شهری ، منطقه ای وسرزمینی مطرح مینماید، میداند. اما باید توجه داشت که، دروضع موجود« مسئله شدن» معضلات پیش رو ، بفرض ازحاد شدن رانت درشهرسازی گرفته تابحران مسکن ویا سایرکاستیهای دیگرعمدتا” به بخش معینی ازجامعه شهری ویا دقیق ترعمدتا” به بخشی ازسیستم وشبکه شهرهای کشورمربوط میگردد . این بخش درواقع دروضع موجودء جامعه شهری ما ، شبکه وسیستم «کلانشهرها ی» ما ودرواقع بیش ازهمه کلانشهرتهران است. شبکه وسیستمی که بصورت بدنه اصلی کل شبکه وسیستم شهرهای کشورمیبایست عمل نماید . بنا براین ، دروضع موجود، بجای اینکه ، برای شناسائی ریشه معضلات اقتصادی ، اجتماعی – جمعیتی ، سیاسی ودرهم ریختگیهای فیزیکی فضائی روی وضعیت یک شهرویا شهربه شهرویا کل قلمروملی متمرکز شویم ، میباید علل مختلف بوجود امدن ویژگیهای ساختاری پدیده های مختلف دروضع موجود را فعلا”درشبکه وسیستم کلانشهرهای کشورجستجونمود .  دراینجا باید یاداوری نمایم ، بنا نیست درشرایط موجود ، مبنی این جستجو وتبیین را برپایه نظریه هائی – بلکه بیشتر فرضیه هائی – چون : رانک سایزکوریلیشن * مربوط به  سلسله مراتب شهری قرار دهیم . زیرا این فرضیه ها درهمه جوامع  *  Rank size Correlation   

 

شهری ، بویژه جوامع پیرامونی ، کاملا” قابل تعمیم نیستند !  یعنی میتوان این فرضیه ها را درنظرداشت ، وازانها برای تبیین تحلیل ها کمک گرفت ، ولی نمیباید انها را پیشاپیش، بصورت شابلون ، مبنی مطالعه وپژوهش قرارداد !  انچه میباید مبنی کارقرار گیرد، پژوهشهای نظریه پردازی شده وضع موجود وتبیین ساختاری تاریخی ان است .

بهرحال ، تمرکزمشکلات وبحرانها درزمینه مورد بحث درشرایط کنونی به اوضاع واحوال «شبکه کلان شهرها» ویا بدنه اصلی شبکه شهرهای کشورمربوط میگردد . البته این بدان معنی نیست که بخش روستائی ویاشهرهای کوچک ومتوسط را ، که جزئی ازشبکه وسیستم شهرهای کشورهستند ، بکلی بی تاثیر دراین ماجرا دانسته وانها را رها نموده وفقط به امورکلانشهرها

بپردازیم . اما بهرحال مشکلات ونابسامانی ها ویاانچه فعلا”مسئله سازاست را باید دروضع موجود کشور، درشبکه وسیستم کلانشهرهای کشورجستجونمود . بعنوان مثال حادشدن رانت در شهرسازی ما تقریبا”در شهرهای کوچک ومتوسط – البته درصورتیکه درمنطقه کلانشهری واقع نباشند – چندان قابل اهمیت نمیباشد ؛ بلکه این پدیده مشخصا” به چند کلانشهرکشور وعمدتا” کلانشهر تهران وشهرهای کوچک ویا متوسط درون منطقه کلانشهری وانهم درجوار وبسیار نزدیک به کلانشهر، مربوط میگردد .

 

      گام دوم

حال اگربپذیریم دروضع موجودبخش شهری، کلانشهرهای عمده کشوربا مشکلات عدیده ای روبرومیباشند ، یعنی این کلانشهرها هستند که بگفته یک شهرساز صاحب نظرلاتین امریکائی : دروضع موجود ما، به ماشین تولید حاشیه نشین تبدیل شده اند! دراینصورت باتوجه به واقعیتهای پیش گفته، بدون لزوم ارائه ادله بیشتر، اولویت سامان دادن به شبکه کلانشهرهای کشوردرابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی وفیزیکی- فضائی بوضوح مورد تائید خواهد بود .  با تائید چنین اولویتی میتوان گفت : گام دوم میتواند ، اقدامات اولیه ضروری برای تدوین راهبرد (استرا تژی) توسعه دربخش شهری البته با اولویت دادن به شبکه وسیستم کلانشهرهای کشورباشد .

راهبرد مذکوردرواقع بصورت نقشه راه وتعیین سمت وسوی تحولات بعدی دربخش شهری است. سمت وسوی مذکوردرواقع «راهنمای» چگونگی – البته نه طرح فرادست – اقدامات وسیاست گزاریهای بعدی است . سمت وسوئی که عملا”ویژه این مرحله ازتوسعه کشور- مرحله گذارازتوسعه نیافتگی- باشد. باید توجه نمود بهرحال این مرحله تاغلبه نسبی برکاستیهای ساختاری : بفرض ازجابجا ئیهای جمعیتی کنونی تارسیدن به تثبیت نسبی استقرارجمعیت و امکانات در قلمروملی ،  ویا درابعاد دیگرنیزبهمین صورت تا پشت سرگذاردن ویژگیهای عمده توسعه نیافتگی، ادامه خواهد داشت . بنابرااین رعایت راهبرد مذکور ضرورت گذرازاین مرحله است .

اکنون باتوجه بگامهای ضروری پیشگفته ودرنظرداشتن کلیه ویژگیهای ساختاری این مرحله   خاص ازتوسعه کشور، میتوان گفت :غلبه برمعضلات ساختاری بخش شهری کشور، بفرض از بحران مسکن گرفته تا حاد شدن رانت درشهرسازی که درعمل هردو، دو روی یک سکه اند ؛ وبلاخره سایرتنگناهای ساختاری درگروتقویت جایگاه ونقش کلانشهری (متروپلیتان) قطبهای اصلی شبکه وسیستم شهرهای کشورخواهد بود . تقویت مذکوربیش اینکه روی امکانات وسرمایه گزاریهای وتخصیص های پرهزینه تکیه نماید . بیشتربه ازمیان برداشتن محدویت ها و ایجاد تسهیلات، در واقع به تعامل باگرایشهای درجریان ،  یاهمراه نمودن تحولات شهری باروند توسعه کشور، نیازدارد .

اما این نکته بسیارمهم راباید اضافه نمود : غرض ازرفع محدودیتها به هیچ وجه  بی در و پیکری نیست . بلکه استفاده ازکنترل ومحدویتها همچون ابزاری برای نیل به اهداف حساب شده وکارامد است. بلاخره ، هدف این استکه «کنترل» و«محدودیت» را هدف اصلی کارقرارندهیم . بلکه ازانها بعنوان ابزارهدایت ونیل به اهداف معینی  درقالب برداشت پیشگفته استفاده نمائیم .

هدف ازتقویت جایگاه کلان شهری شهرهای اصلی این استکه : کلانشهرها بتوانند باتکیه برپویائی ایکه ، درشرایط کنونی ، بعلت گرایش به استقرا ر جمعیت وامکانات درانها فراهم میاید تحقق دوهدف مهم وپایه را بتدریج میسرگردانند . نخست : تقویت روابط متقابل درابعاد اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی- اداری وفیزیکی- فضائی ، میان کلانشهرونقاط شهریء درون منطقه کلان شهری ان ، سپس بهمین صورت تقویت روابط متقابل درابعاد مذکورمیان کلانشهرهای شبکه کلانشهری کشور، به گونه ایکه با تقویت این ارتباطهای متقابل – درعمل با میانداری کلانشهر هائی که نقش کلانشهری شان درحال تقویت است – زمینه درمراحل بعدی برای تقویت ارتباط متقابل میان همه شهرهای بخش شهری کشوروحتی شبکه وسیستم شهرهای کشورهای همجوار بیش ازپیش فراهم گردد .

درواقع میباید برنامه ریزی هائی دربخش شهری کشوربه اجرا دراید که نتیجه شان بگونه ای کاملا”« ایجابی» وداوطلبانه به عدم تمرکز بیانجامد . یعنی درمراحل اولیه – مرحله گذار- فقط از طریق سیاستهای یگانه  ویا یکی کننده (انتگراتیو) درشبکه کلانشهرهاست که میتوان  بتدریج شاهد  ظهورگرایش به عدم تمرکز بود . بنابراین هدف نباید محدویت های کذائی ، جدانمودن این یا ان عملکرد ازشهرانهم ، با مشتی مصوبات دستوری باشد . مصوباتی که بیش ازپنجاه سال است ، مشکل افرینی وبی حاصلی انها بکرات ازمون شده است .

البته ازانجائیکه دراین مرحله ازتوسعه کشورکه « شهرنشینی» هنوزادامه داشته واستقرار جمعیت وامکانات دربخش شهری جامعه به تثبیتء دستکم نسبی نرسیده ، نمیتوان « فعلا”» از اهداف ثابت و به اصطلاح ,, از پیش تعیین شده ,, که الگوهای برنامه ریزی سرزمینی ویا امایش سرزمین ، پیشنهاد مینمایند تبعیت نمود . بلکه دراین مرحلهء ویژه «فقط» ازطریق وبا تکیه به هدایت مستمروگام به گا م ، تامرحله ایکه شهرنشینی به تثبت نسبی برسد، نیل به اهداف مورد نظر میسر خواهد بود .

همانگونه که ملاحظه میشود بدون طی چنین مراحلی دردوران گذرازتوسعه نیافتگی امکانات لازم برای توسعه هماهنگ بخش شهری کشورفراهم نبوده، طرحهائی که چنین اهدافی راپیش از تقویت جایگاه ونقش یگانه کننده (انتگراتیو) کلانشهرها پی میگیرند، جزمشکل افرینی ومزید بر علت شدن ودرواقع ، چی فکرمیکردیم چی شدهای بعدی، که گوئی همگی به ان عادت نموده ایم ، سرانجام دیگری نخواهند داشت .

اکنون اگرانچه ، جهت فراهم شدن شرایط تدریجی ، ضروریست ، مهیا باشد. باید دید ، چه امکانات وشرایط دیگری لازم است تابتوان اقدامات گام به گام را با اطمینان تحقق بخشید؟

روشن استکه پس ازپذیرش این مهم که دروضع موجود ودراین مرحله ازتوسعه شبکه کلان شهرها  ، باید هدف عمده سیاستگزاری ها سامان دهی وتقویت جایگاه ونقش کلانشهری باشد . مسئله  بعدی فراهم نمودن امکانات لازم ، برای امکان اجرا وهمچنین توفیق دخالت ویا هدایت های مورد بحث ، خواهد بود .

 

    امکانات لازم جهت اجرا واطمینان از حصول نتیجه ء سیاست گزاریها

      بنظرمیرسد ، پس ازمشخص شدن بخشی ازشبکه وسیستم شهرهای کشور-  شبکه وسیستم کلانشهرها – که میباید دررابطه باسیاست گزاریها دراولویت نخست باشند . هم چنین سمت وسوی این سیاست گزاری وبرنامه ریزیها دراین مرحله ازتوسعه  که میباید، بصورت تقویت جایگاه ونقش کلانشهرها درمنطقه کلانشهریشان پی گیری شوند ،  بایدچگونگی امکان تحقق اهداف پیش گفته را موردتوجه  قرارداد .

پرسش مهمی که قابل طرح میباشد این استکه : چرا بجای محدویت وجلوگیری ازگسترش  کلانشهرها – که فعلا”دراثر ترویج برداشت های سطحی نگرتقریباهمگان خواستارانند !؟ اولویت برنامه ریزیها رامیباید به تقویت جایگاه ونقش کلان شهرها داد ؟ پرسش بغایت مهم وتعیین کننده فوق را میباید ازجهات مختلف مورد توجه قرارداده وپاسخهای متنوع وقابل دفاع انرا ارائه داد.

با توجه به تغییر تحولاتی که دردوران معاصردرشهرنشینی درجهان ودرمورد وضعیت ما شهرنشینی جوامع پیرامونی بوقوع پیوسته وتداوم ان درحال تحقق است ؛ مسئله مهمی که مطرح میگردد این استکه : بهرحال این تغییروتحولات ، تا مرحله تثبیت نسبی شهرنشینی متناسب با نیازها  والزامات وعوامل مشروط کننده روندهای درجریان ، ساختار، شکلبندی ویا به بیان دیگر «هیئت فضائی» ویژه خود را شکل خواهند داد .این بدان معنی استکه ما قادرنخواهیم بود ، بدون تعامل همه جانبه بااین گرایشها ، بیرویه وبی برنامه دانستن انها، ازطریق الگوئی که انراایده ال میدانیم ، خواهان تعیین هیئت فضائی به اصطلاح منطقی(راسیونل) ازپیش برنامه ریزی شده ای ، انهم ازطریق اعمال ضوابط ومصوبات دستوری ، برای وضع موجود باشیم . بلکه با شناسا ئی وهدایت مستمرگرایشهای جاری با محوریت کامل پاسخگوئی به مطالبات برهم انباشته شده  ودر حال تغییروتحول بسیارجوامع شهری ، حال با تمرکزشهری بیشترویا کمتر، هیئت فضائی درحال  شکلگیری را درجهت کارائی بیشتروهمراهی با روند توسعه کشورهدایت نمائیم . مهم محوریت چنین هدایتی استکه : میباید درهمه زمینه ها – دراین مرحله ویژه توسعه کشور- پاسخگوئی به مطالبات جوامع شهری باشد.  مطالباتی که بفرض پاسخگوئی به ا ن روی ، کاهش ویا رفع معضلاتی چون حاشیه نشینی ، طرد شهری ، جدانشینی ، رانت در شهرسازی ، بحران مسکن و مشابه ان ، متمرکزباشد. شهرسازی ما نمیباید درپی اهداف مبتنی برتوهمات ، که ظاهری ایده ال دارند ، باشد .  چون مسائل پیش روی ان مشخص اند : رفع ویاتعدیل عوارضی  چون حاشیه نشینی ، طردشهری ، جدانشینی و همانند انها .

هنگامیکه توجه نمائیم ، شهرنشینی معاصر ماتاکنون چه نتایجی داشته ؟  ویا اینکه باچه عوارض مواجه شده ویا چه مشکلاتی ببارآوره است ؟ ملاحظه خواهد شد، برخی ازاین عوارض همانگونه که قبلا”مطرح گردید ، عبارتند ازتشدید قطبی شدن جوا مع شهری ، جدانشینی ، توسعه وتجهیز ناموزون ومتفاوت بافت شهری ، فوق کاربرد وبنوعی اشباع ساختارهای فیزیکی متشکله کالبد شهری ، مثلا” مانند : ناکافی بودن سطح مورد استفاده سیستم حمل ونقل شهری نسبت به شمار وسایط نقلیه درتردد وغیره .  که انرا میتوان به فرض فوق کاربرد شبکه فیزیکی حمل ونقل وبنوعی اشباع ان دانست.  بنابراین، هدف وسمت وسوی مشخص اقدامات وسیاست گزاری ها باید بامحوریت رفع ویا تعدیل عوارض فوق باشد .

خوب : وجود همهء این عوارض قبل ازهرچیزحاصلشان تضعیف ویا ضعیف ماندن عملکرد  ونقش کلانشهریء شهرهای اصلی کشوربوده است . مسئله ایکه  درعمل زمینه را برای تشدید تمرکز فراهم میاورد. چرا ؟ چون رفع تدریجی عوارض وکاستیهای مذکورکه ناشی از ناموزون شدن شبکه شهرهای کشورا ست ؛ میتواند درهرمنطقه درمراحل اولیه «فقط » ازطریق تقویت جایگاه ونقش کلانشهری متروپل اصلی ان منطقه  کشور، انهم بتدریج قابل دسترسی باشد .

اکنون با توجه به دورنمای اینده وتبعیت ازراهبرد پیش رو چگونه میباید ازیک سو با مشکلی چون حادشدن رانت درشهرسازی مقابله نموده وازسوی دیگرامکانات لازمه جهت نیل به اهداف  پیش گفته را نخست ارزیابی وسپس فراهم اورد ؟

نکته مهم دراین زمینه این استکه : اولویت دادن به تقویت جایگاه کلانشهری وهمچنین توسعه شبکه کلانشهرها بصورتی که مطرح گردید ، برای توفیق برنامه ریزی ها لازم است ولی کافی نیست . چون هرچند ازیکسومانع تشدید بدون وقفه معضلات موردبحث خواهد شد ، اما ازسوی دیگرفقط درحد فراهم اوردن شرایط لازم برای دخالت های بعدی خواهد بود .

همانگونه که ملاحظه میشود بفرض ، شرط لازم برای رفع ویا تعدیل معضلی همچون « حاد شدن رانت درشهرسازی » وهمچنین بحران مسکن که بمیزان قابل ملاحظه ای حاصل معضل مذکوراست ؛  قبل ازهراقدام وتخصیصی ، دوری جستن ازسیاست های محدود کننده و گرایش به برنامه ریزی هائی که ازطریق تقویت نقش کلانشهری هرکلانشهردر«منطقه» متروپلیتان ان ویا توجه به اهداف راهبرد پیش گفته ، خواهد بود .

تا اینجا درصورت انتخاب چنین سمت گیری ، میتوان گفت : شرایط «لازم» برای سیاست گزاریهائی که به رفع ویا تعدیل رانت درشهرسازی ویا درنتیجه کاهش بحران مسکن بیانجامد، فراهم شده است . اما چه امکاناتی باید فراهم باشد تا در شرایط بوجود امده بتوان بتدریج ازحادشدن رانت در شهرسازی ویابحران مسکن کاست ؟

در اینجا وجود دوعامل مهم اهمیت بسیار تعیین کننده خواهند داشت . نخست عزم وتصمیم به تنظیم بازارمسکن وساخت وساز وسپس امکاناتی که بتوان تنظیم بازار را متکی به ان عملی و تضمین نمود .

ا ین بدان معنی است که : انچه بصورت شرایط لازم مطرح شد ، یعنی کنارگذاردن اهداف محدود کننده وجایگزینی ان با برنامه ریزیهائی که درپی ارتقاء نقش کلانشهری شهرهای بزرگ درمنطقه کلانشهریشان هستند . برنامه ریزی هائی که هرچند میتوانند بطورمحسوسی ازتشدید  معضلات بکاهند ، ولی برای رفع ویاتعدیل محسوس انها کافی نمیباشند . در نتیجه به امکانات مضاعفی نیاز خواهیم داشت . دراینجا انچه بعنوان امکانات مضاعف مطرح میگردد ، درواقع مسئله ء تنظیم بازارساخت وسازهای شهری ویا انچه بخش اعظم این بازار را تشکیل میدهد      یعنی تنظیم بازار « مسکن » خواهد بود.

مسئله تنظیم بازاربیش ازهرچیزبه امکاناتی بستگی دارد که هرجامعه ای  شرایط وتوان فراهم اوردن انرا داشته باشد ! اما امروزه اکثریت مهمی ازجوامع ، بویژه جوامع پیرامونی ، فاقد شرایط لازم برای فراهم اوردن امکانات موردنظرمیباشند. بهمین علت متاسفانه به تدریج صحنه را به ذینفع های سوداگرحاضردرصحنه واگذارمینمایند .

بنابراین ، جهت تنظیم بازارهم وجود امکانات مذکورضروری است ، وهم«ابتکارعمل دستگاه اجرائی» که، بهرحال مسئولیت رفع ویا تعدیل مشکلاتی چون ، حاد شدن رانت در شهرسازی ، بحران مسکن وسایر کاستی های دیگردربخش شهری کشور بعهده ان است .

ابتکارعمل دستگاه اجرائی

غرض ازابتکارعمل دستگاه اجرائی بهیج وجه قدرت اجرائی ، ضوابط محکم ونظارت دقیق ومقولاتی ازاین قبیل نیست . بلکه پشتوانه ایست که متکی بران دستگاه اجرائی قادرباشد هدایتهای پیش گفته را بدون لزوم اعمال قدرت بگونه ای کاملا”«ایجابی » اعمال نماید . چنین پشتوانه ای فقط با مشارکت مردم در تصمیم گیریها ، نظا رت برروال اجرائی امورامکان تامین شدن را دارد .

واقعیت این استکه  گوئی ، خمیره دستگاه اجرائی ما پیش وپس ازانقلاب بصورتی بوده که در اکثرامور ، تصمیماتش اغلب برپایه دورزدن مردم باشد ! انهم به این نحوه که : همواره این دورزدن ها را درقفای عناوینی چون : ,, کارکارشناسی شده !،، ویا,,مشاورت  مشاورین ,,  و مشابه  ان و نه تصویب وتائید مردم قرارداده است .

حال اگربه نا کارامدی برنامه ریزیها وتصمیمات و وجود مشکلاتی چون عدم رعایت ضوابط ومصوبات ونظیران توجه شود ، علت عمده این است که هرچند این مصوبات روی کاغد محکم وبا پشتوانه هستند ، ولی درعمل چون مشارکت مردم پشتوانه ان نیست ، اغلب بمرور زمان  قاطعیت خود را ازدست داده ووسیعا” مورد سوء استفاده قرارمیگیرند. این وضعیت – نبود ویا کمبود مشارکت همه جانبه مردم در برنامه ریزی وتصمیم گیری ها – بصورتی در میاید که : دستگاه اجرائی عملا”ابتکارعمل را از دست بدهد .

   

        تنظیم بازاروامکانات ضروری برای تضمین ان

درمورد تنظم بازارساخت وسازهای شهری که برای فروش ویا اجاره به بازارعرضه میشوند . انچه بایددرعمدتا” تنظیم بازار«مسکن » نامید ؛ باید گفت : علاوه برهمه نیازهائی که بصورت اولویت ها ، وهمراه نمودن مشی شهرسازی با راهبردهدایت توسعه دربخش شهری – درواقع تجدید نظراساسی دربرنامه ریزیهای جاری – باید درنظرباشند ؛ مسئله مشارکت مردم درکلیه امورمربوط به برنامه ریزیها وتصمیماتی که اتخاذ میشوند ، یکی ازضرورت های محوری ، توفیق سیاستگزاریها خواهد بود.

بامشاهده تجربیات مشخص سایر جوامع بویژه جوامع توسعه یافته غربی درخواهیم یافت ؛   درصورت فراهم شدن همه شرایطی که مطرح گردید – بویژه مشارکت مردم درهمه سیاست گزاریها میتوان امیدواربود : تشدید روزافزون معضلات متوقف شده وحتی  بتدریج روبه کاهش رود . اما دررابطه با مسئله تنظیم بازارانچه باید اضافه نمود این استکه : علاوه برفراهم شدن شرایط مطرح شده ، باید گفت: این مشکل به شدت به توان  وامکانات کشور، یعنی ازیک سو به میزان حقوق اجتماعی قابل تامین دراین زمینه وازسوی دیگروجود امکانات وتوان مالی تامین حقوق مذکورویا سازوکاری که بتوان مبتنی بران بازاررا بطورمدوام تنظیم نمود ، بستگی دارد .

دراین زمینه برای روشن شدن دقیق ترویژگیهای مختلف این مسئله ، میباید تجربیات مشخص    ( کُنکرت) کشورهای دیگررا با دقت بیشتری مورد توجه قرارداد .  اگربفرض مشارکت مردم هم مانند اکثرکشورهای پیشرفته وجود داشته باشد ، یعنی سیاست گزاریهاوبرنامه ریزی دربخش شهری بجای اینکه ، مبتنی برداشتهای ، تکنوبوروکراتیک، رایج باشد، بصورت کاملا” مردم سالارانه (دموکراتیک) انجام شود . که درنتیجه میتواند واقعا” : مانع زیرپا گذاردن ، ضوابط وعدم شفافیت ها وبسیاری ازتخلفهای دیگر باشد . اما نمیتوان بشکل کارامدی موجب تنظیم بازاردراین زمینه شد .

تجربه کاملا” مشخص وقابل تامل ان رامیتوان درکشورهای اروپائی مشاهده نمود .  دراین کشورها هرچند جهت تنظیم بازار معمولا” بانکها وسایرموسسات اعتباری که دراین زمینه فعالند با دولتها همکاری وهمراهی مینمایند . ولی توفیق در تنظیم محسوس بازارخرید فروش واجاره مسکن را میتوان دراروپای شمالی ویا درکشورهائی که قادربوده اند بازارمسکن را بمیزان مطلوبی تنظیم نمایند . بفرض درکشورها ی : اسکاند یناوی ، اطریش ، سوئیس  هلند ، دانمارک ، المان ، انگلستان وفرانسه ، مشاهذه نمود. کشورهای نامبرده ، جوامعی هستند که توانسته اند این توفیق را، ازاوایل سده گذشته تاکنون، داشته باشند که : بتدریج با تکیه به اهرم «مسکن اجتماعی»  تنظیم بازار مسکن راعملی نمایند . بنابراین ، با توجه به تجربیات کشورهای توسعه یافته، انجه بوضوح میتوان مشاهده نمود ، این استکه بدون وجود اهرم کارامدی چون مسکن اجتماعی – انهم بمیزان کافی بین 20 تا 30 در صد واحدهای مسکونی شهر-  تنظیم بازارمسکن بصورت مطلوبی امکان پذیر نخواهد بود .

البته دربرخی ازکشورهای نامبرده که دردهه های اخیر سیاستهای نئولیبرالی براساس کاهش هرچه بیشترحقوق اجتماعی شهروندان –  بفرض  کاهش حق برخورداری ازحد اقل امکانات مسکونی مطلوب – حاکم شد . مانند کشورهای آلمان وانگلستان  ، شمار قابل ملاحظه ای ازواحدهای مسکونی اجتماعی به مالکین خصوصی واگذار شد .  مسئله ایکه امروزه به یکی ازمعضلات اجتماعی سیاسی این جوامع مبدل شده است . چون در کشورهائیکه کاهش حقوق اجتماعی مذکور در این زمینه را پذیرفته ، مانند المان که تعداد واحد های مسکن اجتماعی اش را ازچهار میلیون  و دویست هزارواحد مسکونی دراواخر دهه هشتاد به یک میلیون وهشصد هزار- تاسالهای میانی دهه نخست سده کنونی –  کاهش داد.  موجب نارضایتی های وسیع لایه های کم درامد وهمچنین گرانی اجاره بها شده است . اما برخلاف ان کشورهائی که به حفظ حق اجتماعی مسکن پایبند بوده  میزان واحد مسکن سوسیال خود را کاهش نداده اند، کشورهائی چون: سوئیس ، اطریش ، هلند واسکاندیناوی ، امروزه به وضوح ازبازارمسکن تنظیم شده تری برخوردارند . چون همواره بمیزان کافی مسکن اجتماعی برای ارائه به متقاضیان کم در امد نیازمند دردسترس است .

     

      مهدی کاظمی بیدهندی

      تیرماه   1395

 

1 – علل حاد شدن رانت درشهرسازی ما (097)

 

  

                 مهدی کاظمی بیدهندی

 

 

 

مقدمه

 

سلطه بختک گونه سرمایه های سوداگروحاد شدن رانت درشهرسازیء شهرهای بزرگ کشور- درکلانشهرهاوبویژه تهران- همواره دراین سایت موردتوجه بوده وبارهابه ان اشاره شده است . اما علت طرح دوباره این پدیده ویا درواقع کوشش مجدد به دامن زدن به چنین بحثی این بود که : این روزها، مسئولین امورمسکن وشهرسازی کشورهم انرا مطرح نموده وگفته اند: شكل حاد رانت را در شهرسازي داريم.  “ شنبه, 11 ارديبهشت 1395  دنیای اقتصاد   

همانگونه که اغلب شاهدیم ، مسئولین کمترروی وجود چنین پدیده هائی ، که معضلات کنونی  شهری را تشدید نموده ، باصراحت تاکید داشته اند . ازانجمله : تصمیم به احداث شهرهای جدید «دور» ازکلانشهرها ، که عملا”موجب روی دست ماندن اغلب انها شد . یا مزید برعلت شدن سیاستگزاریهای شهریء چند دهه گذشته وتصمیمات مشابه دیگری که ، تاکنون مشکلات بسیاری بباراورده اند ! چرا؟ چون بفرض تاکید برگسترش چنین پدیده هائی- حادشدن رانت در شهرسازی  ویا افزایش سریع حاشیه نشینی – بهرحال بنوعی ، تاکیدی بربه بُن بست رسیدن سیاستگزاری وبرنامه ریزیهای جاری ، نیزهست !؟ بنابراین تاکید صریح بروجود چنین پدیده ای درشهرها را باید ، ازیک سو اهمیت روزافزون این مشکل وازسوی دیگر، صداقت بیان کننده ان وگامی به پیش به حساب اورد. اما باهمه اینها، درتوضیحاتی که درپی تاکید بروجود چنین پدیده ای از سوی مسئولین ارائه میشود ، متاسفانه اغلب ازیک سو،علل واقعیء موثردربوجود امدن پدیده مذکوروازسوی دیگر، مزید برعلت شدن اغلب سیاست گزاریهای به اجرا درامده ، بطورروشن مطرح نمیگردد .  بهرحال ، انچه مسلم است این استکه : بدون شک باید پذیرفت باوجود تسلط بختک گونه این پدیده برساخت وسازهای شهری ، ویا اینکه ، قبل ازمهارشدن ان ، وهمچنین تجدید نظراساسی دربرنامه ریزی وهدفگیریهای پایهء سیاست گزاریهای جاری دربخش شهری ، که ناخواسته شرایط را برای حاد شدن رانت فراهم میاورد ، انتظارهرگونه بهبود و گشایشی، در رفع ویا دستکم  تعدیل معضلات پیش روعلیرقم قولهای خوشبینانه مسئولین ، عملا” انتظار بی نتیجه ای خواهد بود!؟

بنابراین ، هرچند تا کنون دررابطه باچگونگی شکل گیری این پدیده مطالب زیادی مطرح شده ، باهمه اینها ضروری است این بحث را بازهم جهت روشن شدن زوایا وابعاد ناشناخته ان ادامه دهیم . باشد که با کمک ، نقد وراهنمائی خوانندگان ارجمندء این مطالب بتوان بیش از پیش نا شناخته های انرا شناسائی نمود .

 

علل تشدید رانت در شهرسازی ما

      رانت درشهرسازی میتواند درهمه شهرهای جهان وجود داشته باشد . اما چگونگی ان در همه جوامع به هیچ وجه یکسان نیست . دراینصورت ، راه مقابله با ان نیزمبتنی برنسخه ای عام نخواهد بود . یعنی نمیتوان ، راه کاررفع ویا دستکم تعدیل انرا برای همه ء شهرهای جهان بیک  صورت پیشنهاد نمود. همینطورنمیتوان ، انچه درکشورما «معلول» وضع موجود بخش شهری است ، مانند : عدم شفافیت ، نبود ضوابط کافی ، بی برنامه بودن ، بیعدالتیهای مختلف ، ضعف مدیریت وامثالهم را «علت» چنین وضعیتی دانست . سپس شفاف سازی واعمال ضوابط بیشتر- انهم درقالب انواع مصوبات دستوری – را راه چاره ان معرفی نمود . چرا؟ چون فرضا”مگرما درسایرامورمان، انچنان که باید ، باشفافیت کامل ورعایت همه ضوابط مواجه ایم؟ به معنی دیگر  باید همواره این واقعیت را درنظرداشت که درسایر امور، با وجود همه کاستی های فوق الذکر، بابحران وحادشدن مسئله انچنان که درابطه بامعضلات شهری قابل مشاهده است ، مواجه نیستیم! یعنی کاستیها درسایرامورهرچند بسیارند، ولی بفرض همطرازبا بحران مسکن نیستند  گذشته از این، رفع عوارضی همچون فقدان شفافیت ویاعدم رعایت کامل ضوابط درهرجامعه ای «فقط» از طریق مشارکت مردم – درزمینه شهرسازی مشارکت جامعه شهری – درهمه امور مربوط به سیاست گزاریها ، امکان تحقق خواهد داشت . بنابراین، باید پذیرفت ، بدون مشارکت همه جانبه شهروندان ودرعمل با دورزدن مداوم انها واقعا”راه بجائی نخواهیم برد . این دورزدن ها نه تنها نقطه قوت دستگاه اجرائی نیست ، بلکه  نقطه ضعف ودرعمل علت اکثر ناکارامدی ها ست .

دراین رابطه خاطره ای رابیاد دارم : درسمیناربین المللی که درمورد اینگونه معضلاتء شهری درریود ژانیروتشکیل شده بود ، سخنران صاحب نظری میگفت : ” . . . اگر روزی صد بارتکرارنمائیم ، که وجود معضلات شهری پیش رو اساسا”، بعلت نبود طرح ، برنامه ، ضابطه و تصویب نامه های محدود کننده نیست ، واقعا”بازهم کم گفته ایم ! . . ” چون،عمده ترین علت ان به چگونگی وضعیت اقتصادی ، اجتماعی و بویژه سیاسی و روند ساختاری تاریخی تغییرو تحولات هرجامعه مربوط میگردد .

درمورد کشورما این معضلات بطورکلی ناشی ازسه گروه علل متفاوت ، اما درارتباط با یکدیگرند.

درمرتبه نخست ، معضلات مذکوردربخش شهری جامعه ، ناشی ازوضعیت عقب مانده ویا درحال توسعه بودن کشور، درابعاد اقتصادی، اجتماعی ، سیاسی وفیزیکی – فضائی است. یعنی همه عواقب ومعضلاتی که چنین وضعیتی را دراوضاع شهری وشهرسازی ما بوجودآورده ، از انجمله : تشدید قطبی شدن جامعه شهری ، جدا نشینی ، طرد شهری ، گسترش بافتهای فرسوده ، افزایش چند صدهزاری واحدهای مسکونی خالی درشهرو بلاخره گسترش وسیع حاشیه نشینی وسایرعارضه های شهری را، میتوان نام برد . انهم بگونه ایکه میان این معضلات وبفرض حادشدن رانت درشهرسازی ویابحران مسکن وسایرعوارض وکاستی های ساختاری فوق ، درعمل ، علیت دوری ای ، شکل میگیرد که ، نهایتا”با تاثیرمتقابل ، موجب تشدید یکدیگر میگردند . اگرهمهء این معضلات را ازیکسو وحادشدن رانت درشهرسازی را ازسوی دیگرمورد توجه قراردهیم ، میتوان گفت : این معضلات ازویژگیهای محرزوشناخته شده شهرنشینیء جوامع پیرامونی، توسعه نیافته ویا درحال توسعه، هستند. عوارضی که «ذاتی» مرحله گذرازتوسعه نیافتگی وبمعنی دیگر، مرحله انکشاف اقتصاد مبتنی بربازاردریک وضعیت اقتصادی، اجتماعی   وسیاسی توسعه نیافته ویا پیرامونی میباشد ! بنابراین ازاین جهت ، نمیتوان ونمیباید انرا بفرض «مختص» کشورما دانست . مختص ما ندانستن ان ، مسئله ای بغایت مهم خواهد بود. چرا ؟ چون دررابطه با بررسی وتبیین چنین معضلاتی قبل ازهرنتیجه گیری درمورد جامعه شهری مان ، باید انرابعنوان جزئی ازجهان پیرامونی درنظرداشته باشیم تا درتحلیلهای پایه ، لحاذ ویژگیهای ساختاری روندهای درجریانء جوامع پیرامونی دراین بخش ، ازنظردورنمانند.

کشورهای سرمایه داری مرکزی – توسعه یافته ها – نیزبعضا”با تشدید رانت درشهرسازی و عواقب ان – بویژه درسالهای اخیرمواجه بوده اند. ولی میان این جوامع وجوامع پیرامونی دراین زمینه تفاوت اززمین تا اسمان است ! درکشورهای مرکزی ورود وسیع سرمایه های سوداگربه این بخش – ساخت وسازهای شهری – باهدف ایجاد رونق اقتصادی ، درسالهای رکود طولانی دهه های 70و80  بمیزان قابل ملاحظه ای افزایش یافت . این افزایش اغلب درنهایت موجب بحرانهای اقتصادی ، همانند بحران ناشی ازحباب مسکن  2008 درامریکای شمالی شد . که انهم نهایتا” تاثیرمضاعفی ، بصورت تحمیل فشاراقتصادی بیشتربرکشورهای پیرامونی ، برجای گذاشت . علاوه بران باید این مهم را درنظر داشت : گسترش رانت درجوامع مرکزی دردهه های اخیرعمدتا” ناشی ازاعمال سیاست های نئولیبرالی دراقتصاد جهانی بود . سیاستی که مبتنی برفراهم اوردن شرایط لازم ، برای وارد نمودن سرمایه ها به عرصه ساخت وسازدرشهرها گردید . درواقع ایجاد عرصه جدیدی – سرمایه گزاری درساخت وسازهای شهری – تا سرمایه ها بتوانند به گردش درامده وموجب رونق اقتصادی شوند . که انهم درعمل باحذف بسیاری از حقوق اجتماعی شهروندان امکان پذیرشد !  اما توسعه نیافته ها دراین زمینه ، علاوه برتشدید مشکلات  ناشی ازاعمال سیاستهای نئولیبرالی که ازاواخر دهه 70 سده گذشته فزونی یافت ، با معضلات ساختاری توسعه نیافتگی هم دست بگریبان بوده اند .

گروه دوم : با توجه به این تفاوتهای ساختاری ، درخواهیم یافت : علاوه براین ویژگیها که بصورت وجوه مشترک توسعه نیافته ها قابل طرح است ، میباید بازهم درجستجوی علل مضاعف دیگری بود . عللی که وضعیت ما راحتی درمیان توسعه نیافته ها هم بصورت یک استثناء در اورده ، یک گروه ازاین علتها که ما راحتی ازبسیاری جوامع توسعه نیافته هم متمایزمینماید  بهرحال ، ناشی ازوضع موجود اقتصادی وسیاسی کشوراست. چون اقتصاد کشوردراین سالها وضعیت روشن وبا سمت وسوی نسبتا”مشخص وتثبیت شده ای نداشته است!

 گروه سوم : عللل مضاعف وبسیارمهم دیگری هستند که ، به سیاست گزاری وبرنامه ریزیها  – بویژه هدف گیریهای پایه انها – یا درواقع تاثیربرداشتهای رایج شده درهدفهای سیاست گزاریها دراین بخش ، مربوط میگردند. انچه درعمل باید بعنوان مزید برعلل ساختاری پیشگفته دانست.  عللی ناشی ازسیاستگزاری وبرنامه ریزیها ی دهه های اخیرکه به قول امروزی ها بجای اینکه سیاستگزاری وبرنامه ریزی های مذکور، بخشی ازراه حل مشکلات باشند ، خود بصورت مزید برعلت جزئی ازمشکلات شده اند ! انهم مشخصا”به این علت که این سیاست گزاریها باگرایشهای اقتصادی واجتماعی – جمعیتیء این مرحله ازتوسعه کشوردر«تقابل» قرارگرفته اند. تقابل مذکور موجب مزید برعلت شدن سیاستگزاری وبرنامه ریزیهای بخش شهری شده، تاجائی که با اطمینان  میتوان گفت : به میزان زیادی درحاد شدن رانت درشهرسازی ما دخیل بوده است. مسئله ایکه ، متاسفانه دستگاه اجرائی وحتی بسیاری ازکارشناسان ناظرتاکنون توجه چندانی به ان نداشته اند!؟

مسئله عمده این استکه : سیاست گزاریهای مورد بحث اهدافی را پی میگیرند ، که اغلب مبتنی بر« توهم»بوده! یعنی براساس پژوهشهای مستمرهمراه با خصلت یابیهای نظریه پردازی شده ویژگیهای ساختاری وضع موجود نمیباشند! بیشربگونه غیرقابل انعطافی ازالگوهای وارداتی ، بدون اینکه تفاوتهای ساختاری کشورهای مبداء این الگوها راباوضع موجود ما انچنان که باید درنظر گرفته شود، تبعیت مینمایند .

میگوئیم : شهرنشینی ما – درواقع ودرعمل فعالیتهای اقتصادی ما – فعلا”، دراین مرحله از تحقق ان ، ویژگی ساختاری عمده اش ،گرایش به استقرارجمعیت وفعالیتها درتجمعهای جمعیتی – درکلانشهرها وبویژه منطقه کلانشهری تهران – است . اکنون باتوجه به گرایش فوق ، پرسش قابل طرح این استکه : ایا گرایش به تمرکزی که شاهد ان هستیم ،«ذاتی» این مرحله ازتغییرو تحولات بخش شهری ، انهم با توجه بویژگیهای ساختاری روند شهرنشینی درجریان ، هست یا نیست ؟  اگر نیست باید بگونه مستدلی مشحص گردد، چرا نیست ؟ اما اگرهست ، مبتنی برچه منطق قابل دفاعی چاره ان ,, جلوگیری,, ازتمرکز مورد بحث ، انهم ازطریق «تقابل» با گرایش های درجریان است ؟ یا اینکه : مبتنی برچه منطقی« تقابل» با گرایشهای این مرحله از توسعه ما، جای هدایت اگاهانه و «تعامل» با این گرایشهای – عملا”غیر قابل اجتنابء ! –  شهرنشینی معاصرماراگرفته است ؟ انهم درواقع تقابل با«روند توسعه» کشور، تقابل با اکثربخشهای اقتصاد  شهری است .  تقابلی که میدانیم ، با هدف تمرکززدائی اعمال میشود. حال چه این تمرکزمقبول ویاغیرمقبول باشد ! اما نتیجه عینی ان تاکنون چه بوده ؟ جزتشدید معضلات پیش رو ؟ مگر امروزه ، اکثریت  قریب به اتفاق کلانشهرهای جهان پیرامونی وحتی بعضی کلانشهرهای کشور های پیشرفته، با چنین تمرکزی مواجه نیستند؟ حال کدام یک ازاین کلانشهرها در«تقابل» با چنین گرایش رو بتمرکزی را ه بجائی برده اند ؟ بهترنیست بعنوان نمونه ، یک کلانشهرجهان درحال توسعه را نام ببریم – البته اگرچنین کلانشهری وجود داشته باشد – که بفرض ، دراثر اعمال جلوگیریهای کذائی مورد بحث ، که همواره برخی ازکارشناسان ما هم خواهان آنند ، موجب افزایش حجم مشکلات بویژه حاشیه نشینی نشده باشند. این تقابل وایجاد محدودیت ها جز اختلال درامرتوسعه عمومی کشور واقعا”حاصل دیگری داشته است ؟ بعنوان مثال وبفرض : انتقال اجباری ودستوری واحدهای تولیدی به خارج ازشعاع 120 کیلومتری تهران ، که پیش ازانقلاب باهدف جلوگیری ازتمرکز بیشتردرتهران وسایرملاحظات زیست محیطی به اجرا درامد ، تاکنون جزمحروم نمودن واحدها انتقال داده شده ، ازصرفه های ناشی ازتجمع جمعیتی ، که هم شامل تسهیلات درروند تولیدی انها وهم کمک به رفع نیازمندیهای زندگی روزمره کارگران و وسایر کارکنان این واحد ها میشود ؛ حاصل دیگری داشته است؟ انهم ، فعالیتهای صنعتی ایکه ، بهرحال جزئی ازعملکردهای پایه شهرتهران باید به حساب آیند ! صنایعی که بیش از 90 درصد شان هنوزدرمرحله تولید کارگاهی اند  – یعنی دستکم  فعلا”، تا گذرازاین مرحلهء توسعه شان شدیدا” به صرفه های ناشی ازتجمع جمعیتی نیازدارند –  صنایعی که حتی صد درصد شان فاقد حداقل« تیراژتولید»  قابل رقابت دراین جهان پررقابت ، میباشند .

بنابراین چنین هدف گیریهایء مبتنی برتوهمی که ، به اصطلاح جهت تمرکززدائی ازپیش از انقلاب تاکنون به اجرا درامده اند ؛ همانگونه که شاهدیم هم صاحبان این واحدهای صنعتی وهم کارگران وکارکنان این واحد ها را با مشکلات عدیده ای مواجه مینماید!  اگرغیرازاین بود که ، از پیش ازانقلاب تاکنون ، اینهمه درمقابل چنین انتقال اجباری ودستوری ، مقاومت نشان نمی دادند !

بعنوان نمونه دیگرازچنین برداشت هائی ، میدانیم ، مسئول محترمی گفته اند :  “. . . چون آن زمانی که نباید اجازه می‌دادیم جمعیت مشهد از یک میلیون و ۸۰۰ هزار نفر به ۳ میلیون نفر افزایش یابد، کاری نکردیم . وضع بدین صورت در امد و . .” خوب، بفرمائید : مثلا”چه کارمیتوانستیم بکنیم ؟ ویا اصولا”چه کاری میتوان برای جلوگیری ازافزایش جمعیت شهرانجام داد ؟ حتما”همان کاری که درتهران انجام شد ! درتهران درصد رشد جمعیت شهرکاهش یافت.   ( البته  با توجه به اینکه تهران فقط منحصربه محدوه شهرتهران نیست. چون درهربررسی وارزیابی  واقع گرائی درباره وضعیت تهران باید بجای محدوده شهرتهران منطقه کلانشهری انرا درنظرداشت) خوب کاهش درصد رشد جمعیتی درمحدوه شهرتهران ونه منطقه کلانشهری  ان چگونه تحقق یافت ؟ همانگونه که همگان شاهدند، دراثرافزایش «نجومی» بهای اجاره وخرید مسکن درشهر، که انهم بلطف وبه میزان زیادی بیشتر، درنتیجه سیاست گزاریهای شهری باهدف ,,تمرکززدائی,, میسرگردید ! واقعیت این استکه : شما درعمل کاری نکردید که ، حاصل ونتیجه  کارتان به رفع ویا دستکم  تعدیل مشکلات شهربیانجامد ! اما با سیاستهای محدود کننده ، با اقدام به تراکم فروشی عرصه رابطورکامل به سوداگران سپردید ! درنتیجه تهران قادربه جذب بیشتر جمعیت ویا حتی ماندگاری بخشی ازشهروندان کم درامد خود نشده ، تازه واردین پشت دیوار شهرمانده ، حاشیه نشین شدند . برخی ازلایه های کم درامد مقیم شهرهم ازان طرد گردیدند. لذا درصد رشد جمعیت شهرکاهش یافت.  واقعیت غیرازاین است ؟ خوب ، بعد چه شد ؟ تعداد واحدهای خالی شهربتدریج به 200، 300 ، 400 تا 500 هزار واحد رسید . تهران با پدیده نامیمون «طردشهری» مواجه گردید . واقعا” با چنین توفیق قابل تحسینی ! نبود که رشد جمعیت شهرتا مرزدو درصد کاهش یافت ؟ درعوض رشد حاشیه نشینی بگفته رئیس پیشین شورای شهر تهران به 12 درصد رسید!  اکنون منصفانه : این توفیقی استکه بتوان به ان بالید وانرا موفقیت خواند ؟ چه توجیهی ازاین بهترکه بگفته مکررمسئولین ، امروزه درشهرهای بزرگ کشوربیش از یک میلیون وششصد هزارواحد مسکونی خالی وجود دارد . سهم تهران ازاین شمار400 تا 500 هزارواحد است . حال واقعیت این نیست که بموازات افزایش تعداد واحدهای مسکونی خالی با همان درصد ، همان نسبت و همان سرعت ، برمیزان جمعیت حاشیه نشین افزوده شده است ؟ وتهران هم اکنون قریب به دوملیون حاشیه نشین دارد . ایا واحدهای مورد نیازانها – حاشیه نشینان – هم اکنون با 400 تا 500 هزارواحد خالی شهربرابرنشده است !؟ حتما”، این تشابه نسبت ها اتفاقی است !؟  میگوئیم : ازیک سو روزبه روزبرشمارواحدهای مسکونی خالی د ر شهرافزوده میشود وازسوی دیگرباهمان سرعت ونسبت شمارحاشیه نشینان افزایش مییابد. ایا این جریان اتفاقی است. رابطه ای باهم ندارند؟خوب اگرارتباط دارند. پس چرا مسئولین محترم این را توفیق خود میدانند؟ چون درصد رشد جمعیت شهرکاهش یافته است ؟ اما با چه بها وچه عواقبی؟  به بهای دورقمی شدن درصد رشد حاشیه نشینی ! شاید بتوان گفت : چون جمعیت حاشیه نشین پشت دیوارشهروعملا” بیرون ازان ساکن هستند ، وضعیت شان به انچه درشهر میگذرد ربطی ندارد ! که بااین حساب شاید نداشته باشد !؟  یا اینکه منتظرید انها درقالب به اصطلاح ,,مهاجرت معکوس! ,, به روستاها بازگردند !؟

افزایش شمارچند صدهزاری وحتی میلیونی واحد های مسکونی خالی درکلانشهرهای جوامع  پیرامونی، امروزه تقریبا”همه گیراست . فقط منحصربه کلانشهرهای ما نیست .اگرتهران 500 هزارواحد مسکونی خالی دارد ، این شماربفرض ، درسائوپائولو در برزیل حدود 380 هزارودر قاهره بیش از یک میلیون ودویست هزارواحد است !  ودرکل جامعه شهری کشورچین این شمار هم اکنون به بیش از 60 میلیون واحد مسکونی خالی رسیده است ! حال پرسش این استکه اولویت درچنین وضعیتی کوشش درکاهش این شماراست ؟ یا با توسل به توهمات، پیشگفته مرتبا”موجب  افزایش شمار ان شد ؟

اما درعمل ، انچه قابل مشاهده است این استکه : یکی ازویژگیهای مهم توسعه نیافته ها دراین عرصه گوئی نیازبه واحد مسکونی خالی، جهت گرمی بازاروتشویق به سرمایه گزاری ،  دراین زمینه است ! ازانجا که کلانشهرهای کشورهای توسعه نیافته – بعلت وجود «فوق» ذخیره  نیروی کار- همواره باخیل عظیمی ازبیکاران مواجه اند . دولت ها همواره گرایش به این دارند ، بهر نحوی که ممکن است ، برای این بیکاران مشغولیتی را ایجاد نمایند. درچنین وضعیتی ، همواره مشکل گشای نهائی ایجاد رونق درساخت وسازشهری بوده است ! شیوه تحقق انهم چشم پوشی ازوجود صدها هزارواحد مسکونی خالی، تشدیدرانت درشهرسازی وسایرنابرابریهاست . چون بنوعی با این چشم پوشی ، ویا درواقع ایجاد کمبود مصنوعی مسکن و تبلیغ مداوم اینکه : اگرعرضه مسکن بیشترشود متقاضیان با سهولت بیشتر مالک مسکن خود خواهند شد ! موجب  فراهم اورن ، ناخواسته تسهیلات برای بسازو بفروشها ، انبوه سازان وسایرذینفع های دراین بخش میشوند .

امروزه اغلب کلانشهرهای جهان درحال توسعه، درپی انتگراسیون درمنطقه های کلانشهری شان ، تقویت نقش کلانشهری شهرهای بزرگ ودرنتیجه تعدیل مشکلاتی چون: قطبی شدن جامعه شهری ،جدانشینی،حاشیه نشینی، طرد شهری وعارضه های مشابه دیگردرجامعه شهری هستند . درحالیکه ما با اقدامات وسیاستگزاریها یمان موجب افزایش بی بدیل حاشیه نشینی وسایرمشکلات پیش روشده ایم !؟ این مسئله درهمین سایت ، درنوشته ای تحت عنوان : شهرسازی وکاهش اخیر     درصد رشد جمعیت «شهر» تهران  ، مطرح شده است.    

    اکنون باید پذیرفت : بدون توجه همه جانبه به مجموعه عواملی که دردهه های اخیرموجب شکل گیری وحاد شدن رانت درشهرسا زی ما شده اند ؛ واقعا” نمیتوان راهکارنتیجه دار وتوام باموفقیتی را مطرح نمود ؟  ایا سرگرم شدن به مسائلی چون شفاف سازی ، نبود ویاعدم رعایت ضوابط ، جلوگیری ازسوءاستفاده ها ، ضعف مدیریت ویا نبود این یاان طرح ، سپس اعمال تصمیمات دستوری، ودر«تقابل » با ویژگیهای ساختاری روندهای درجریان ، جزازدست رفتن فرصت های بسیارمحدود،  نتیجه دیگری خواهد داشت ؟  دربرنامه ریزی وطرحهائی که تاکنون انجام شده چون معمولا” به ویژگیهای ساختاری روندهای درجریان توجه چندانی نشده است ،  بهمین سبب دررفع یا دستکم تعدیل مشکلات مذکورناکام مانده ایم . اما باهمه اینها ، بدون توجه کافی ، نقد وآسیب شناسی این ناکامی ها ، درواقع نقد برنامه ریزی های شهری کلیشه ای پیش ازانقلاب که پس ازانقلاب هم بدون حد اقل نوآوری وتجدید نظراساسی درانها مرتبا” برنامه ریزیهای مذکوربازتولید وتکرارشده اند ،  نمیتوان دراین زمینه انتظارگشایش چندانی را داشت .

ادامه دارد

         مهدی کاضمی بیدهندی

خرداد ماه     1395

شهرسازی ، محیط زیست ومشکل الودگی هوا (بخش اخر) (096)

ادامه بررسی وتوجه به تجربیات کلانشهرهای امریکای لاتین درزمینه تعدیل الودگی هوا  ، باهدف اشنائی با تجربیات عینی ومشخص این جوامع

     

                     انتخاب وبرگردان گزارشها از مهدی کاظمی

 

 

دربخشهای قبلی درمورد راهکارهائی که کلانشهرهای عمده امریکای لاتین (دراین اینجا هفت کلانشهر پرجمعیت تر)  جهت کاستن ازالودگی هوای شهرهای نامبرده بکارگرفته اند،  نخست ملاحظه شد ،  مکزیکی ها اقدامات خود را بیشترروی : محدودیت تردد خودروهای شخصی تاکید بروسایط نقلیه همگانی ، متمرکز نمودند . درحالی که  در ریودِ ژانیرو، سائو پاولو وتا حدی بوئنوس ایرس بیشتردرپی سرعت بخشیدن به جابجائی ها بوده اند . بهمین سبب به جای عمده نمودن مسئله کاستن از حجم تردد وسایط نقلیه ، ازطریق راهکارهائی چون: ممنوعیت تردد برای بخشی از وسایط نقلیه ، سرعت درجابجائی درراهکارهایشان برجسته ترشد . بدین ترتیب فرضا” درریودِ ژانیرو طرح  بی.آر.تی    ( BRTs (Bus Rapid Transit  اتوبوسهای کمرشکن بزرگ درمسیرهای ویژه باسرعت بیشتری بکارگرفته شده است . گزارشهای مختلف نشان میدهند ،این اتوبوسها ی تند رو  که به «متروبوس» نیز معروف شده اند ، بااستقبال نسبتا”خوب شهروندان مواجه شده است . ( همینطور گفته شده : مردم تهران هم از اتوبوسهای بی. ار.تی استقبال  نسبتا”خوبی داشته اند )

 

 

  BRT Transcarioca

 

        بی . آر. تی  ترانس کاریوکا ، یا انچه به متروبوس نیز معروف شده ، درمسیری که 27 محله ازشرقی ترین نقطه شهر، جزیره  گُوِرنادُور(محل فرودگاه بین الملی ریو)  تا پلاژ ، باها دِ تیژوکا ،  در انتهای غربی شهر بطول 39 کیلومتر را دربرمیگیرد ؛ همراه باسایر مسیرهای بی. آر. تی روزانه 350 هزار شهروند را جابجا مینماید . انهم باتوجه به این مزیت که ،  در این جابجائیها    قریب به 60 در صد زمان لازم صرفه جوئی میشود .

 

خطوظ ویژه بی. آر. تی  درکلان شهر ریو دژانیرو وشهر نیتروی درمجاوران –   ترانس کاریوکا  بطول 39 کیلومتر، دراین نقشه به رنگ ابی نشان داده شده است .

برای اینکه هشت خط اصلی برنامه ریزی شده بی.ار.تی تا سال 2018 تکمیل گردد دست اندر کاران این طرح دستکم به بیش ازیک میلیارد دولارامریکا احتیاج خواهند داشت . انتظاراین استکه  هشت خط اولیه پس ازتکمیل بتوانند روزانه 683هزارمسافررا جابجا نمایند . دراینصورت میتوان 1015 اتوبوسهای کنونی درتردد را، ازسطح شهرخارج نمود . ضمن اینکه این مسیرها رویهم رفته  450 کیلومتر طول خواهند داشت .

برآورد میشود باتحقق اهداف مذکور، دراین بخشهای شهر،که بیش 3,7 میلیون نفرجمعیت دارند , روزانه ، بجای اتوبوسهای خارج شده ، با 290 متروبوس – اتوبوسهای تندرو – و460 اتوبوس معمولی ، ویا 590 اتوبوس کمترازاتوبوسهائی که هم اکنون در ترددند ، روزانه 420 هزار مسافر را جابجا نمود .

 

هشت مسیربرنامه ریزی شده بی آر تی متروبوس در ریو دِ ژانیرو

 

 

البته ناگفته نماند : هرچند که ایده متروبوس ویا اتوبوسهای تندرو، زمان لازم برای جابجائیها را را تا 60 درصد کاهش میدهند و به همین خاطرمورد توجه شهروندان قرارگرفته  است . اما اقدام سریع دراجرای عملیات اماده سازی و تجهیز مسیرها ، تااندازه زیادی برای  پاسخگوئی به نیازهای تردد شهری، درزمان بازیهای المپیک ، که قراراست درشهر ریودِ ژانیرو انجام شود ، نیز بوده است .

 

دررابطه با نتایج حاصله از اقداماتی که درکلانشهرسائو پاولو جهت کاهش الودگی هوا انجام شده ، همانگونه که قبلا”نیزمطرح گردید، درسائوپالو نیزاقداماتی که انجام شده کم وبیش نظیر ریودِ ژانیرو، یعنی تاکید برایجاد مسیرهای جدید برای بی .آر. تی ویا متروبوسها و بموازات ان سایراقدامات تعدیل کننده ،است. اما باهمه اینها ، نتایج همه این اقدامات نتوا نسته الودگی هوارا، درمقایسه با سالهای پیش انچنان که انتظارمیرفت ، کاهش دهد .

ازان جمله : بگزارش ، لاریزا لیروس بارونی  از نشریه ، یو اُ ال نوتیسیا ، درسائوپالو  04/08/2011 ، باعنوان  : ”  کیفیت هوادر شهرسائو پاولو بد تراز سالهای پیش شده است ”

میافزاید : ” . . . علیرقم برقراری کنترل وبازدید مرتب وسایط نقلیه و همچنین بارش مداوم ، کیفیت هوای شهرسائوپاولو امسال (2011)  بد ترازهفت سال گذشته ، یا از 2004 تا 2011 گزارش شده است .  کارشناسانی که دراین مورد به پرسشهای نشریه مذکورپاسخ داده اند ، افزایش شماروسایط نقلیه درشهرودرنتیجه ، راه بندان های مکرر، که موجب میشوند که حرکت وسایط نقلیه درمحورهای اصلی کند ترشود را ، علت اصلی بدتر شدن کیفیت هوای شهر میدانستند .

شمار روزهائی که کیفیت هوا درشهر سائوپاولو نامطلوب گزارش شده درهفت ماهه اول سال 2011 درمقایسه با زمان مشابه سال 2008 – یعنی یک سال پیش ازاجباری شدن بازرسی مرتب الایندگی وسایط نقلیه – 146درصد افزایش داشته ، براساس امارشرکت تکنولوژی بهداشت محیط ،37 روزازهفت ماه اخیرالودگی هوا بیشترازمیزان قابل قبول گزارش شده است . درصورتیکه درسال 2008 تعداد روزهائی که میزان الودگی هوا بیش از حٌد  مورد پذیرش بوده ققط به 15 روز رسید . انهم درحالیکه ، میزان متوسط بارندگی – که  همواره کمکی برای تعدیل الودگی هوای است – درشهرسائو پاولودرسالهای اخیراز 103.08 میلیمتردرسال 2008 ، تا 129.1میلیمتردر 2011 افزایش داشته است .

ماریا لوسیا پریرا انتونس ، استاد دوره مهندسی محیط زیست در دانشگاه ایالتی سائو پاولو  ومتخصص الودگی  جَوًی ،  میگوید: ” بااینکه درسالهای اخیر میزان بارندگی بیشتر بوده ولی افزایش تعداد وسایط نقلیه اثر بارش بیشتر در کمک به تعدیل الودگی هوا را خنثی نموده است .”

 

درموردشهربوئنوس ایرس با توجه به گزارشهای پژوهشی مختلفی که دراین زمینه انتشار یافته ، ازان جمله ، گزارشی ازسازمان جهانی بهداشت که درهشتم ماه مه 2014 ارائه شده : هرچند میزان ریزگردها درهرمترمکعب ، درهوای شهر بوئنوس ایرس اغلب بیشترازحد تعیین شده توسط سازمان جهانی بهداشت بوده ، اما درمقایسه باسایرشهرهای امریکای لاتین میزان الاینده ها درهوای شهر بوئنوس ایرس کمترازاکثرکلانشهرهای این شبهه قاره ، نظیر: کیتو، آسونسیون ، سائو پاولو، ریود ژانیرو، شهرمکزیکو، کاراکاس، لاپاز، سانتیاگوی شیلی ، بوگوتا و لیما بوده ، درمقابل الودگی هوای ان بیشترازشهرهائی چون : گوادلاخارا درمکزیک ، سن خوزه درکاستاریکا وبرخی ازدیگرشهرهای بزرگ منطقه گزارش شده است.

درادامه این توجه کلی به وضعیت الودگی هوا درکلانشهرهای مذکورمیتوان گفت : راهکارهای بکارگرفته شده درسایرکلان شهرهای بزرگ امریکای  لاتین – دراین نوشته مشخصا” سانتیاگوی شیلی ، لیما وبوگوتا – هم باتفاوتهای مختصری شبیه به سایر کلانشهرهای این منطقه بوده است . همه این شهرها برا ی تسریع تحرک وسایط نقلیه وتشویق شهروندان به استفاده از وسایط نقلیه همگانی ، اتوبوسهای تند رو را بکار گرفته اند .  بگونه ایکه باید گفت امروزه اتوبوسهای تند رودراغلب کلانشهرهائ جهان ، بویژه کلانشهرهای جهان در حال توسعه ، که بامشکل کندی تحرک مواجه اند ( ازانجمله تهران- از سال 1386 تاکنون – وبرخی از شهرهای بزرگ ایران هم ) ازاین اتوبوسها جهت سرعت بخشید ن به جابجائی مسافرین ، تسریع وکارامدترنمودن جابجائی ها  استفاده مینمایند .

 

اکنون مسئله ایکه میباید بادقت بسیاربه ان توجه نمود این استکه : چرا اینگونه راهکارها که در اغلب شهرهای جهان ، ودربحث حاضرکلانشهرهای پرجمعیت جهان درحال توسعه کم وبیش مشابه یکدیگربکارگرفته میشوند، آنگونه که انتظارمیرفته ، درکلانشهرهای جهان در حال توسعه  بمیزان قابل قبولی نتیجه بخش نبوده اند ؟ یا ااینکه چراکشورهای پیشرفته صنعتی دراین زمینه   اقداماتشان نسبتا” باموفقیت همراه است ؟ برای پاسخ به پرسشهای متنوع وپرشماری که دراین زمینه مطرح میگردند ؛ میباید قبل ازهرچیزبه مسئله الودگی هوای « شهر» را همانند سایر معضلات ساختاری ان ، بصورت یکی از نتایج ویا حاصل نحوه عملکرد های مختلف شهرمورد توجه قرار داد . باچنین رویکردی استکه ، میتوان عواملی  که موجب الودگی هوا میشوند را دررابطه باعملکرد شهر، انهم درابعاد مختلف ان مورد ارزیابی وشناسائی قرار داد .

جهت ادامه مشخص تربحث حاضرمیتوان ، باردیگر مروری برعوامل عمده آلاینده هوای شهرهای مذکورداشت. همانگونه که قبلا”ملاحظه گردید  این عوامل به دو گروه تقسیم میشدند .

 

عوامل ثابت 

شامل عوامل طبیعی ، که میتوانند موجب تشدید ویا حتی درمواردی کاهش الودگی هوا شوند . مانند رشته کوههائی که درمسیرجریان هوا قراردارند ؛ انچه درشهرهائی چون سانتیاگودرشیلی ویا شهرمکزیکو بصورت عامل مهم تشدید الودگی هوا میباشند. ویا اینکه درمواردی چون ، وضعیت جغرافیائی شهربوئنوس ایرس ، قرارگرفتن شهردرجلگه ای وسیع و وجود نسیم مداوم دردلتای لاپلاتا ، عوامل طبیعی بمیزان محسوسی موجب تعدیل الودگی هوای شهرشده اند .  عوامل ثابت دیگری که ممکن است موجب افزایش الودگی هوا شوند ، عبارت اند : از کارخانه ها ی الاینده هوای  ویا الودگی ناشی از سوخت های متفاوتی که جهت گرم نمودن بناهای مسکونی وغیرهمورد استفاده قرار میگیرند .  هم چنین الودگی هوا که درنتیجه ساخت بناهای معمولا” بلند مرتبه ایکه ، جریان طبیعی هوارا دچار اشکال مینمایند . را میباید در نظر داشت.

درمورد الایندگی واحدهای صنعتی برخلاف سیاستی که درایران از پیش ازانقلاب  شروع شد. ( سیاستی که اغلب با سطحی نگری ، بدون توجه به ویژگیها وهمچنین نیازهای بخش صنعت دراین مرحله ازتوسعه واقعا” پرفازونشیب کشور، خواهان دورنمودن واحدهای صنعنی از کلان شهرها میشوند . مسئله ایکه هم اکنون بصورت استخوان لای زخم وایجاد مشکلات عدیده ای برای کارکنان  وصاحبان واحدهای انتقال داده شده از شهر تهران درامده است .)  درکلانشهرهای لاتین امریکائی همچنان که ملاحظه شد ، اصولا”مسئله انتقال و دور نمودن واحدهای صنعتی ازشهر، چه برای کمک به کاهش الودگی هوا و یا هدفهای دیگری چون جلوگیری از تمرکز بیشتردرکلانشهرها مطرح نبوده ، بلکه کنترل مداوم ودقیق درجهت تجهیز واحد های صنعتی به امکانات فنی رفع الایندگی ها ، دردستورکاربوده است . حال دراین زمینه تاچه اندازه موفق بوده اند ، یااینکه باوجودکوشش های مختلف ، بعلت محدویت های پیش رو ، نتیجه حاصله چندان رضایت بخش نبوده ، مسئله ایست که دررابطه باوضعیت اقتصادی ، اجتماعی  وسیاسی این جوامع میباید مورد بررسی قرار داد.

اما در مورد موانعی که برخی ازساختمانها ، برجها ویا سازه های مرتفع  دیگری که مانع جریان طبیعی هوا میشوند ، درکلانشهرهای لاتین امریکائی هم یکی ازموضوعات مورد بحث بوده است . چنانکه برخی ایبن مسئله را چندان جدی ندانسته ، اما برخی دیگر روی تاثیر ان برتشدید الودگی هوا، تاکید دا شته اند . یکی ازموارد مشخصی که ، با استناد به پژوهشهای عملی این مسئله را مورد توجه وازمون قرارداده است ، پروژه ایستکه توسط گروهی ازاساتید و دانشجویان درانستیتوی پژوهشهای تکنولوژیکی دانشگاه ایالتی سائوپائولو درزمینه تاثیرافزایش عمودی سازی در تشدید الودگی هوا درمحلات مختلف شهر انجام شده است . این پژوهش که براساس شبیه سازی رایانه ای (سیمولاسیون کامپیوتری ) درتونل باد انجام شده  نشان میدهد افزایش بناهای بلند مرتبه که طرح جامع شهرسائوپائولو، در ژوئن 2014 احداث انها را توصیه نموده  ، میتواند الودگی هوا را تشدید نماید .

 

ماکت وضع موجود محله مورد مطالعه درتونل باد

 

در پژوهش نشان داده شده که در صورت ضرورت بلند مرتبه سازی میبایدعرض وارتفاع بنا ونحوه قرارگرفتن ان درمسیر باد ، بصورتی طراحی شود که تاثیر ان در افزایش الودگی هوا–   ازنظرمانع بودن در مقابل جریان طبیعی باد – به حداقل برسد .

 

ماکت محله مورد مطالعه پس از افزایش بلوکهای بلند مرتبه پیشنهادی طرح جامع شهر

 

 

 

 

عوامل متحرک

عوامل متحرک ویا وسایط نقلیه باسوخت فسیلی ، براساس گزارش وپژوهشهای مختلف  در شهرهای مذکور، بین 75 تا قریب به 90 درصدالودگی هوا را موجب میشوند . درمقابل چنین

 

وضعیتی معمولا” راه حلها وپیشنهاد های شناخته شده ای بااهدافی چون  :

– کاستن ازحجم تردد ، ازطریق محدویت تردد برای برخی ازخودروها

– بهبود سوخت مورد استفاده  ومصرف سوختهائی که آلایندگی کمتری دارند

– استفاده ازوسایط نقلیه ای که کم مصرف اند.

      –استفاده بیشتر ازوسایط نقلیه گازسور، هیبرید ویا وسایط نقلیه بانیروی محرکه الکتریکی

     – سرعت بخشیدن به جابجائی وسایط نقلیه  ازطریق  افزایش سرعت تردد  وهمچنین بهبود وافزایش سطح مسیرهای تردد.

– استفاه بیشتر از وسایط نقلیه همگانی بجای خود روشخصی

– خارج نمون خودروهای پرمصرف ویا کهنه ازشبکه حمل ونقل

– استفاده بیشتر ازدوچرخه ، دستکم برای فاصله های کوتاه ، ایجاد تسیلات لازم برای ان .

– افزایش فضای سبز

– وانواع پشنهادهای دیگری که میتواند از کاهش میزان الودگی هوا بکاهد .

 

نتیجه گیری

درخاتمه با توجه به تجربیات ، موفقیت های نسبی وبلکه بیشترعدم توفیق در رفع ویا دستکم کاهش الودگی هوا در شهرهای مورد اشاره میتوان برخی نکات را ، بعنوان نتیجهء بررسی   وضعیت الودگی هوا ، واقداماتی که درجهت رفع ویا کاهش ان ، در کلانشهرهای عمده امریکای لاتین انجام شده است ،  مورد توجه قرار داد .

 

جهت شناسائی علل بوجود امدن الودگی هوا وراه های ممکن وشدنیء ، رفع ویا دستکم کاهش ان ، چه در مورد بررسی علل بوجود امدن و یا پیشنهادهائی که در وضع موجود بتوان به انها تحقق بخشید . باید الودگی هوا را بعنوان مشکلی مربود به عملکردها ی شهری ودر نتیجه هراقدامی  در مورد انرا هم بصورت جزئی از سیاست گزاری های شهری در نظرداشت . درغیر اینصورت بسیاری از پیشنهادهائی که ظاهرا” عملی بنظر میرسند ، میتوانند در عمل با موانع مختلفی مواجه شده وعملا” با نا کار امدی مواجه شوند . بعنوان مثال هنگامی که  استفاده از وسائل حمل ونقل همگانی را برای کاهش الودگی هوا توصیه  مینمائیم – انچه در مزیت داشتن ان شکی نیست –  باید به محدودیتهای عینی انهم توجه داشت . یعنی  بجای درنظرداشتن محدویتهای عینی مذکور و شناخت شرایط ومحدودیت های موجود ، متوسل به برداشت های سطحی نگری چون : کمبود اگاهی مردم ویا ، پندارهای موهومی چون ,,  لزوم  فرهنگ سازی ,, وامثالهم ، نشد . بلکه پیشاپیش توجه داشت ، همگان اگاهند که : اگر بتوان ، ازوسایط حمل ونقل همگانی باسهولتی نه چندان متفاوت از خودرو شخصی استفاده نمود ، شهروندی که برای جابجائی از خودروشخصی استفاده مینماید ، لحظه ای از استفاده وسیله نقلیه همگانی درنگ ، نخواهد نمود. چرا چون بفرض درکلانشهر توسعه نیافته از انجائیکه فعالیتها  خُرد واستقرارشان درشهر بسیار پراکنده است . برای اکثریت شهروندان جایگزینی خودرو شخصی به وسیله نقلیه همگانی چندان بصرفه نیست . در تجربه شهر ریو مشاهده شد : هنگامی که بی آر تی ها راه اندازی شدند، انهم بصورتی که دریک مسیر  39 کیلومتری فقط  درپنج تا شش ایستگاه توقف  داشتند ، واقعا” توانستند در مقایسه بااتوبوس های معمولی 60 در صد ازمان جابجائی در مسیر را صرفه جوئی نمایند !در اینصورت بود که بسیاری از ان استقبال نمودند .  چون مردم صرفه جوئی در وقت را عملا” مشاهده نمودند !

باید این مهم راهم در نظرداشت که : در جامعه در حال توسعه ، در مقایسه با سایر جوامع سرمایه داری پیشرفته ، معضلات شهری ، ازالودگی هوای شهرگرفته تا بفرض مشکلات دیگری نظیر: مشکل مسکن ، امنیت شهری ، حاشیه نشینی ء روبه افزایش ، بهداشت وغیره ، باصدورچند تصویب نامه  دستوری به سادگی قابل ازمیان رفتن نیستند . بنابراین در مورد مسئله الودگی هواهم ،  باید مانند سایر معضلات شهری پیش رو ، با سنجش هم جانبه هر پیشنهادی در واقع ، قبل از طرح آن ، زمینه  و امکانات لازم برای امکان تحقق انرا فراهم اورد.

شاهد بودیم ، هنگامی مسئولین شهرمکزیکوگفتند : ماموفق به رفع الودگی هوای شهر شدیم .  انگاه ، بسیاری حتی درکشورما هم بدون توجه به محدویت های ساختاری پیش رو برای تحقق   چنین اهدافی  درکشوری چون مکزیک ، این مسئله را باور نموده ، حتی گفتند  : اگرماهم مانند مکزیکیها عزم راسخی میداشتیم ، مسئله الودگی هوا هم اکنون از میان رفته بود !  در صورتیکه که درشهر مکزیکو علی رقم کوشش های فراوان در این زمینه  ، امسال، اواخرمارس 2016 ،  وضع الودگی هوای شهر بصورتی بود که در16 مارس  همین سال رئیس جمهور مکزیک بعلت الودگی شدید هوای شهر ، وضعیت  فوق العاده واضطراری اعلام نمود !

نکته دیگری که میتوان از تجربیات کلانشهرهای نامبرده اموخت این استکه اقدامات تاحد امکان بجای دستوری و باایجاد ممنوعیت های مختلف ، باید در حد امکان نخست  بافراهم اوردن شرایط  وتسهیلات ضروری ،  تحقق واجرای انرا بگونه ای ایجابی تحقق بخشید.

 

 

 

انتخاب وبرگردان مطالب ،   مهدی کاظمی بید هندی

اردیبهشت   1395

 

شهرسازی ، محیط زیست ومشکل الودگی هوا (بخش چهارم ) (095)

ادامه بررسی وتوجه به تجربیات کلانشهرهای امریکای لاتین درزمینه تعدیل الودگی هوا  ، باهدف اشنائی با تجربیات عینی ومشخص این جوامع

     

                     انتخاب وبرگردان گزارشها از مهدی کاظمی

درپی هدفی که درمقدمه این بحث  مطرح شد – بررسی وتوجه به تجربیات کلانشهرهای امریکای لاتین درزمینه تعدیل الودگی هوا –   نخست همانگونه که ملاحظه گردید ، دربخشهای قبلی این نوشته کوشش نمودم ، اطلاعاتی حال هرچند بسیارکلی ومختصر، جهت شناسائی اولیه این شهرها ، شامل : وضعیت جغرافیائی ، مشخصات عمده شهری ، میزان وعلل اصلی ایجاد الودگی هوا در این کلان شهرها ، ارائه شود .

هدف ازطرح تجربیات کشورهای مذکورهمانگونه که قبلا” نیزمطرح گردید ، شناسائی ،   واطلاع ازنتایج مشخص وعینی تجربیات کشورهائی استکه ، تشابه های ساختاری بسیاری با کشورما دارند . چون بازهم همانگونه که بارها دراین سایت مطرح شده ، هنگامی در این مسئله ومسائل مشابه ان ، میتوان به شناخت « کارامد » وقابل استنادی دست یافت که ، اینگونه مشکلات را خاص کشورخود ندانسته ، بلکه انرا درمحدوده گسترده تری – جهان در حال توسعه  ، جهانی با محدودیت های بسیار ، جهانی عملا” در حال اضطرار –  مورد کنکاش وپژوهش قرار دهیم .   بعنوان مثال هنگامی که ، باخبرتوفیق مکزیک در رفع الودگی کامل هوای شهرمکزیکو مواجه شدیم . برخی حتی شک هم نکردند . نپنداشتند ، اگرمکزیک الودگی هوای شهرمکزیکو را از میان برداشته چرا برمشکلات دیگراقتصادی ، اجتماعی وسیاسی خود همانند رفع الودگی کامل هوای شهر فائق نشده ؟!  شکی نیست که مکزیکیها توفیقهای ، حتی قابل تحسینی دراین زمینه داشته اند ؛ ولی باهمه اینها  ، حکایت هم چنان باقی است ! انها که مدعی شدند دردهه 90 سده گذشته هوای شهررا ازالودگی رهانیده اند ، طی سال 2013 بیش ازشش باردر مورد وضع هوای شهر وضعیت اضطراری اعلان نمودند . حتی امسال اواسط ماه مارس 2016 الودگی هوای شهر مکزیکو بحدی رسید که ،  رئیس جمهور مکزیک وضعیت فوق العاده اعلان نموده ، مشکل بحرانی شدن الودگی هوای شهر مکزیکو را همه خبرگزاری های جهان گزارش نمودند . بنابراین هنگامیکه مسائلی همچون الودگی هوای شهرها ویا مشکلات مشابه در زمینه های دیگراقتصادی ، اجتماعی وسیاسی را باتوجه به همه جوانب شان در نظر نگریم ، به سهولت دچار توهم شده ، میپنداریم  : خوب مکزیکیها که مشکل الودگیشان را حل کردند ! پس ماهم . . . !

تا اینجا باتوجه به اطلاعات مذکورمیتوان اولین نتیجه گیری را بدینصورت، مطرح نمود:   منشاء الودگی هوا درشهرهای مختلف جهان به دوگروه علل مختلف مربوط میشوند . عللی که به موقعیت وویژگیهای جغرافیائی شهر مربوط میشوند . وعواملی که منشاء شهری دارند ؛ یعنی عواملی  که به چگونگی وضعیت اقتصادی ، اجتماعی – جمعیتی ، سیاسی – نهادی وفیزیکی ،   در نتیجه عملکرد شهردرابعاد مذکور ، مربوط میشوند .

دررابطه باکلانشهرهای مورد بحث همانگونه که دراین نوشته کلی ومختصر مطرح گردید ،  نخست اینکه ، وضعیت جغرافیائی ، برای برخی ازکلانشهرهای مذکور، عامل کاهش الودگی بود . مانند شهر، بوئنوس آیرس ، که وجود جلگه وسیع وبرقراربودن نسیم  مداومی که در دلتای دل پلاتا رود پارانا درجریان است ، به گونه موثری موجب کاهش الودگی هوامیگردد . درحالی که درشهرهای مکزیکو، سانتیاگو، لیما و تا اندازه ای بوگوتا وضعیت جغرافیائی – وجود کوهها – مانع تحرک هوا ودرنتیجه تشدید الودگی میشود

اما ،عواملی که  به عملکردهای مختلف شهری مربوط میشوند . عبارتند ازعوامل ثابت : مانند کارخانه ها ، الودگی تولید شده در مکانهای مسکونی وغیرمسکونی شهر، انواع مختلف وسائل  گرم کننده ویا حتی وسایل  پخت وپز که درواحدهای مسکونی بکار گرفته میشوند . وعوامل متحرک :  وسایط نقلیه زمینی ، هوائی ودریائی .

هنگامیکه جهت  طرح مسئله ای «مشخص» ومنطبق با واقعیت ، به پژوهشهای مختلفی  که  دراین کلانشهرها انجام شده ، رجوع مینمائیم ؛ درخواهیم یافت :   75 تا 80  درصد الودگی هوای این کلانشهرها ناشی از تردد وسایط نقلیه است .  حال این وسایط  که کلا” سیستم حمل ونقل شهر را تشکیل میدهند ، چه ویژگی و کاستی هائی دارند که ، بنوبه خود میتوانند بصورت عاملی در تشدید الودگی هوای شهر موثر باشند .  ویا اینکه ساختار فیزیکی ایکه سیستم ویا جزء سیستم های حمل و نقل  شهر انرا بکار میگیرند ، مانند شبکه های فیزیکی رفت وامد وبطورکلی سایر امکانات فیزیکی ایکه در خدمت سیستم حمل نقل میباشند ، با چه کاستی کمبود وناهنجاری هایئ  مواجه اند که ، موجب اختلال در عملکرد سیستم مذکور- فرضا” کندی تردد – ودر نتیجه بنوبه خود تشدید الودگی هوا میشوند .  اینها مسائل  ویا نکاتی هستند که پس از طرح  وشناسائی اقداماتیکه در جهت رفع ویا تعدیل الودگی هوا در این کلانشهرها انجام شده ، مشخص خواهند شد.

      برخی از اقداماتی که از اواسط دهه 80 سده گذشته  تاکنون جهت رفع ویا تعدیل الودگی   هوا در کلان شهرهای مذکور به اجرا در امده است .

البته با توجه به این نکته مهم که : در کشورهای امریکای لاتین همانند ، اغلب کشورهای در حال توسعه ، منابع دولتی ویا مجریان طرح های مختلف رفع الودگی هوا – همانند مجریان سایرطرحها وسیاست گزاری ها – همواره ازموفقیت بی نظیر خود سخن بمیان میا ورند ! هرچند بعضا” به این مهم هم اذعان دارند ، که تا رسیدن به یک وضعیت مطلوب راه درازی در پیش است ! بنابراین در بررسی ومطالعه تجربیات انها میباید گزارشها  ونقد های مختلف را تواما” مورد توجه قرارداد ، تا بتوان در حد امکان« واقعیتء»  نتیجه ایکه از تجربیات انها  بدست امده  را دریافت .

   گزارشی ازمجریان اقدامات مربوط به کاهش الودگی هوا درشهر مکزیکو

گزارشی از  : گروه اسیکله   (گروهی که در فعالیت های مربوط به باز یافت در زمینه های مختلف فعال است)

 

   چگونه بااقدامات مختلف، شهرمکزیکو Ciudade de Mexico توانست

  میزان الودگی هوا را کاهش دهد

ازگروه  اسیکله   equipe eCycle

 

محدودیت تردد خودروهای شخصی تاکید بر وسایط نقلیه همگانی 

 

طی چندین دهه متمادی هوای شهرمکزیکوبعنوان الوده ترین هوای یک شهردرجهان شناخته میشد. ازاولین سالهای دهه 90 سیاست به اجرادرامده توانست بمیزان محسوسی وضعیت را دگرگون نماید.هرچنداین موفقیت باانچه ایده ال است، فاصله زیادی دارد، ولی انقدرهست که شهر بتواند به توفیقی که بدست امده افتخارنموده وبگوید : ما دراین مبارزه درحال پیروزی هستیم .

عامل اصلی الودگی هوادرپایتخت مکزیک تعداد وکیفیت وسایط نقلیه، بویژه خودروهای شخصی درمحدوده کلان شهری ان است . انهم بصورتیکه اغلب ، جهت جابجائی های با فاصله کم هم ازخودروشخصی استفاده میشود .

درمورد شهرمکزیکوتغییرشرایط موجود با اقدام مسئولین دولتی اغازشد . دولت فدرال

سیاستهای محیط زیستی  جدیدی را جهت کاهش حجم گازهای الاینده به میزان 30 درصد تا سال 2020 را بکارگرفت .

بنابراین ، براساس سیاست گزاریهای جدید ، نخست سعی شد ، درحد امکان ازتردد اتوموبیل درسطح شهرکاسته شود. بصورتیکه نخست تردد شماری ازاتوموبیلها درسطح شهرتا دوروزدر

هفته وهمچنین علاه بران ، یک روزشنبه درهرماه ازساعت 5 بامداد تا ساعت  22 ممنوع شد .

گذشته ازان ، ازسال 1992 هنگامیکه کیفیت قابل پذیرش هوا به حٌد 11 روز درسال رسید ،

دولت سیستم کنترل دقیق الودگی کلیه وسایط نقلیه موتوری را به اجرا دراورد . سیستمی که با

اندازه گیری الایندگی هروسیله نقلیه موتوری وضعیت انها رابرای ادامه کنترلهای بعدی ثبت  مینمود.

 

وضعیت هوای شهرمکزیکو اوایل سالهای دهه نود

 

      همچنین سرمایه گزاری درسیستمهای جدید (الترناتیو) حمل ونقل دردستورکارقرارگرفت .

درشهرمکزیکو، شهروندان درسطح وسیعی ، تشویق به استفاده ازدوچرخه برای جابجائی در

 

فاصله های کوتاه شده اند . درنقاط مختلف شهرپارکینک های ویژه برای دوچرخه ها درنظر

 

گرفته شد . مقررگریدد اتوبوسهای گازوئیل سوزخطوط حمل ونقل همگانی سریع ، ازگازوئیلی که الودگی کمتری را موجب میشود استفاده نمایند .

 

نتیجه این اقدامات مثبت بود. براساس مطالعاتی که دانشگاه ملی اوتونوم مکزیک انجام داده در

 

این مدت از 2006 تا 2008 بااینکه به شمارخودروهای شهر35 درصد افزوده شده بود ، اما

 

امیسیون اُوزون 24درصد کاهش نشان میداد . میزان  ppbکه درسال 1991تا 404 افزایش یافته بود، درسال 2000 تا حد 282 پارتیکل کاهش داشت .

پژوهشهای مذکورنشان میدهد ، نتایج بدست امده هنوزبا وضعیت مطلوب فاصله زیادی دارد . یعنی با اینکه کاهش پارتیکل های اوزون محسوس بوده ولی هنوزکیفیت هوای شهربه سطح 110 پ پ ب درمتر مکعب در 42 روز ازسال نرسیده است . درسال 2009 شهر 185 روزهوای کم وبیش قابل قبول داشته است . در سال 2010 تعداد روزهای قابل قبول به 50 روز در 60 روز نخست سال رسید . هدف این است که تعداد روزهای غیر قابل قبول را به یک روز درسال برسانیم .

گزارشی دیگری که وضعیت را انچنان  که گفته میشود ، چندان مطلوب نمیداند .

 

شهرهای مکزیک درحال غوطه ورشدن درالودگی هوا انهم

            بدون اینکه شهروندان اگاهی چندانی از کم وکیف ان داشته باشند .

 

گزارشی از: امیلیو گودُی  Emilio Godoy 2013/6/  18روزنامه نگارمکزیکی فعال محیط زیست ، عضو ترامریکا Teramerica

 

با توجه به اینکه رفع الودگی هوا امری حیاتی برای سلامتی ، فعالیت روزمره وبهبود کیفیت زندگی شهروندان است ؛ امروزه درمکزیک شهرهائی که بیش از 500 هزارنفرجمعیت دارند ، با مشکلات وموانع بسیاری برای اندازه گیری ومشخص نمودن کیفیت وبلاخره توقف الودگی بعضا” شدید هوا مواجه اند .  بهمین علت درسال 2013  مسئولین محلی موظف شدند ، گزارشهای جامعی نسبت به مسئله الودگی هوای شهرهای مناطق مربوطه شان ارائه دهند . در این گزارشها انچه نسبت به رفع الودگی هوا تاکید شده این استکه : مشکل عمده، به اجرا درامدن طرحهای مربوط به رفع ویا دستکم تعدیل الودگی هوای شهرهایشان ، فقدان امکانات مالی ونیروی انسانی کافی است . همچنین شبکه های کمک رسانی وهمراهی دراین زمینه تاکنون کارکرد مطلوبی نداشته اند.

بنظر ریکاردوتورِس ، پژوهشگرمرکزعلوم جوٌی دانشگاه ملی اوتونوم مکزیک ، دراین زمینه همکاری موثری ازدولت های ایالتی ، که دران حفظ محیط زیست ورفع الودگی هوا اولویت داشته باشد، دیده نمیشود . اواضافه مینماید : هم اکنون نیمی ازجمعیت 120 میلیونی مکزیک در 32 شهردارای بیش از 500 هزارنفرجمعیت زندگی میکنند ؛ شهرهائی که اغلب شان باانواع مشکلات محیط زیست والودگی هوا مواجه اند . اومیافزاید شهرهای بزرگ کشور با مسئله افزایش دی اکسید گوگرد ، مونواکسید کربن ودی اکسید نیتروژن ناشی ازمصرف سوخت های فسیلی وسایط نقلیه ویا واحدهای صنعتی مواجه اند . علاوه بران ، هیدرو کربن ناشی ازفعالیت کارخانه های سیمان ، همگی تاثیر مخربی برمحیط زیست وسلامتی شهروندان دارند . جراردو مونکادا  کارشناس  ِان.جی.اُ ، قدرت مصرف کننده ، میگوید : نمیتوان انتظار بهبود وضعیتی را داشت که شناخت مشخصی ازچگونگی ، میزان واندازه آنرا نداریم . قبل ازهر اقدامی ضروریست اطلاعات مشخصی ازمیزان الودگیهای هرشهرداشته باشیم .

مکزیک دارای 28 شبکه اندازه گیری کیفیت هوا ی شهرهاست اما فقط 18 واحد از انها اطلاعات نسبتا” قابل کاربردی را ارائه میدهند .

سیستم ملی اطلاعات واندازه گیری کیفیت هوا درکل کشور دارای 80 ایستگاه کنترل جوّی

(اتمسفر) است .

برپایه گزارش سازمان بهداشت جهانی درمکزیک سالیانه 14700 شهروند دراثربیماری های ناشی ازالودگی هوا تلف میشوند . ازسال 2009 تاکنون (2013) دولت سالانه 15میلیون دلار برای احداث ایستگاههای اندازه گیری وسنجش میزان الودگی هوا که ازتجهیزات امریکائی به ارزش 38000 دلاربرای هرایستگاه استفاده مینمایند ، اختصاص داده است . که البته وجه گران وپرخرج ان نگهداری این تجهیزات است .

 

        پیشنهاد های بعدی

        برای مقابله بااین مسئله ، هشت سازمان مربوط به جامعه مدنی ، ازانجمله : گروه طرفداراستفاده بیشترازدوچرخه ، برای انچه تحت عنوان طرحی برای شهرسالم وقابل رقابت مینامند : پیشنهادهائی برای پاکیزگی هوا ، بصورت اقداماتی که به بهبود کیفیت هوا بیانجامد داده اند .

پیشنهادهائی چون :   دستورعمل جهت تدوین ضوابط مصرف سوختهای پاک برای خودروها .

                         حذف یارانه های مربوط سوخت وسایط نقلیه .

کاهش تردد وسایط نقلیه موتوری درمحدوده های کلانشهری .

بهبود حمل ونقل وترانسپورت همگانی شهری .

ارائه برنامه های مشخصی جهت کاهش الودگی هوا .

انیستیتوی ملی اماروجغرافیابودجه لازم برای رفع کامل الودگی هوای کشورراچندین تریلیون دلاردانسته است . تُورِس معتقد است : یک هماهنگی وهمکاری همه جانبهء بین شهری لازم است ، زیراهمواره ازسایرنقاط حجم زیادی ازتردد وسایط نقلیه به کلانشهرها درجریان است . الودگی هوا مسئله ایست با ابعاد کلان . راهبرد های کنترل نباید به ابعاد ُمحلی محدود شوند . همچنین پژوهشگران دیگردرحال بررسی وشناسائی جریانهای الاینده کارخانه ها و حمل ونقل درجریان میان انها هستند. همینطوربموازات ان پژوهش روی تاثیرالودگی هوا برپوشش گیاهی

منطقه نیزدرحال انجام است  .

امسال (2013) ، شهرمکزیکودستکم شش باربعلت افزایش الودگی بیش ازحدهوا به شهروندان هشدارداده وباقی ماندن در فضای بازرا نامناسب اعلان نمود .

دولتهای محلی منطقه مرکزی کشوراقدام ، به ایجاد کمیسیون محیط زیست کلانشهری (متروپلیتان) ، جهت هماهنگی اقدامات مربوطه ، نموده اند . اقدامی که به نظر کار شناسان  درسایر مناطق کشورنیزمیباید انجام شود .

 

اما همانگونه که گزارش فوق وگزارشهای مشابه دیگر نشان میدهند ؛ باهمه اقداماتی که مقامات محلی درزمینه رفع الودگی هوای شهرمکزیکو انجام داده اند حال چه درانجام این اقدامات بعضا” اغراق نموده ، یا اینکه واقعا” انجام شده  باشد ، با توجه به وضعیت کنونی ( اوایل آوریل 2016 ) الودگی هوادرکلانشهرمکزیکو ، میتوان واقعیت را مشخص تردریافت .

البته روشن استکه غرض ازطرح مسئله بدینصورت، نشان دادن عدم موفقیت دست اندرکاران مکزیکی نیست ، بلکه هدف ، توجه به میزان کارامدی ونتیجه چنین اقدامات ، پیش گیریها ، محدویت ها دریک وضعیت توسعه نیافته ویا درحال توسعه است . هدف توجه بیشتربه ، نتیجه داشتن، ویا ، کم نتیجه وحتی بی نتیجه بودن ، هرمحدودیت ، پیشنهاد و اقدامی درچنین وضعیتی  است . دراین مورد میتوان به گزارش نشریه ال پائیس بین المللی درهفته های اخیر(اواسط مارس تا اوایل آوریل 2016)  توجه نمود .

 

شهرمکزیکو بعلت الودگی شدید هوا وضع اضطراری اعلان نمود .

 تمرکززیاد اُوزون مسئولین شهرمکزیکورا وادار به ایجاد محدویتهای بسیاری درتردد   وسایط نقلیه و فعالیت های مختلف در فضاهای باز نمود .

خلاصه ای از گزارش   : لوئیس  پابلو به اوره گارد ،   ال پائیس  اینترناسیونال مکزیک  15 مارس 2016

 

” افزایش فوق العاده” تمرکزاوزون مقامات ومسئولین کلانشهرمکزیکورابه اتخاذ، نخستین      محدودیت های محیط زیستی درشهرمکزیکو که ازسال 2002 تاکنون( مارس2016) سابقه نداشته ، وادارنمود .

کمیسیون محیط زیست  مگالوپولیس (ابرکلانشهر) مکزیکو (CAM) ، متشکل از ارگانهای

 

دولت فدرال و محلی  به کلیه مدارس ومراکز اموزشی توصیه نمودند که :  “ازفعالیت در فضاهای بازبهر ترتیب که شده پرهیز نمایند ” تااینکه کودکان وجوانان دانش آموز بیشتر

فعالیت هایشان را داخل ساختمنهای اموزشی انجام دهند . همچنین دولت مکزیک از همه

وضعیت هوای شهر مکزیکو در فوریه  2016   عکس از سائول روئیز برای ال پائیس ،

مردم خواست در حد امکان در داخل منازل ویا محل کارشان باقی  مانده ، فعالیت های

تفریحی وورزشی در فضای باز را متوقف نموده و همچنین از استعمال دخانیات در فضاهای بسته خودداری نمایند .

برای اینکه دروضع موجود، شدت الودگی هوا راکاهش دهند ، مقامات مسئول بران شدند که، محدودیتهای زیادی را برای تردد وسایط نقلیه اعمال نمایند . نخست از 15 مارس 2016- از پنج بامداد تا ساعت ده شب – تردد  وسایط نقلیه را به هولوگرام 1 و 2 در برنامه کنترل وسایط تقلیه محدود نمایند . همچنین فقط اتومبیل هائی که پلاک انها به شماره های 7و8 ختم میگردد ، مجاز به تردد باشند.

مسئولین شهرمکزیکو فهرستی ازفعالیتهائی که دراین مرحله (فاز) ازاقدامات مربوط به تعدیال الودگی هوا انجامشان مجاز نخواهد بود را ، انتشار داده اند .  وسایط نقلیه ایکه  که  الوده کنندگیشان محرز هستند متوقف شده اجازه تردد نخواهند داشت ، هیچ وسیله نقلیه ای مجاز نخواهد بود ، دراین فازاز اجرای محدودیت ها ، برای امورتبلیغاتی وفعالیت مشابه نه چندان ضروری ، به کارگرفته شود . صنایع باید فعلا” فعالیت های الاینده خودرا متوقف نمایند . شرکت هائی که به کارهای رنگ امیزی درسطح معابرشهرمشغولند باید فعالیتشان دراین مرحله متوقف شود . هرگونه سوزاندن مواد الاینده درفضای بازممنوع بوده باید ازانجام ان جلوگیری شود .  همچنین ساکنین شهرنیزباید با مراعات دستورات فوق ، بویژه استفاده ازبخاری ( شومینه ) ومشابه ان جدا”خو داری نمایند .

مقامات مسئول کلانشهرمکزیکو تصمیمات مذکور را، پس ازاینکه سه روز متوالی الودگی شدید ادامه داشت ، اتخاذ نمودند. کمیسیون مربوط به مبارزه با الودگی هوا ، معتقد است : وضعیت پیش امده بعلت ، ایستائی شدید جوی است که همراه بایک سیستم فشارزیاد تابش خورشید موجب تشدید تمرکزاوزون شده است . نُرم وحدنصاب مجازمکزیک دراین زمینه با تجدید نظری که درسال 2014 در ان انجام شده ، حد مجازمذکور را حداکثر  0.095 در میلیون تعیین نموده است . امروز بعد ازظهر (15 مارس 2016)  میزان پارتیکلها دربخشهاس شرقی شهر به 0.198 پارتیکل در میلیون رسیده بود .

اُوزون گازی است ناراحت کننده وبسیاراُکسیدانت ، که موجب آسیب مخاط ها میگردد.   الودگی ناشی ازتمرکززیاد اُوزون درهواموجب اسیب به دستگاه تنفسی و حمله قلبی ( کاردیو واسکولار) میگردد.مقامات مربوطه معتقدند درچنین وضعیتی بیشترکودکان، سالمندان وبیمارانی که نارسائیهائی چون ، کاردیوپولمار (دستگاه تنفسی شُشها)، کاردیو واسکولار(نارسائی قلبی) و سِرِبروواسکولار(مغزی) را دارند ، اسیب پذیرند .  الودگی جوٌی موجب  مشکلات سلامتی فروانی شده است . 50 در صد کودکانی که نزدیک بخشهای شهر که با الودگی شدید مواجه اند ،  زندگی میکنند  ، دستکم یکبار در ماه دچار مشکلات تنفسی شدید میشوند .  12 درصد ازاین کودکان حتی دوبار درماه دچار چنین عارضه ای شده  ، همچنین کلاس درس را ازدست میدهند .

 

ادامه در بخش  پنجم

انتخاب وبرگردان مطالب    مهدی کاظمی بید هندی

فروردین   1395